تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
شما مردمى نادان هستيد . ( 29 ) اى قوم من ! اگر آنها را از خود برانم ، چه كسى در قبال خدا مرا يارى خواهد كرد ؟ آيا حقيقت را درنمىيابيد ؟ ( 30 ) به شما نمىگويم كه خزاين خدا در نزد من است ، و علم غيب هم نمىدانم ، و نمىگويم كه فرشته هستم ، و نمىگويم كه خدا به آنان كه شما به حقارت در آنها مىنگريد خير خود را عطا نكند . خدا به آنچه در دل‌هاى آنهاست آگاه‌تر است . اگر چنين كنم [ آنها را برانم ] ، از ستمكاران خواهم بود . ( 31 )

واژگان

الرذل : حقير و جمع آن أرذل نظير كلب كه جمعش أكلب است و اراذل جمع الجمع است همانند اكالب كه جمع اكلب مىباشد . بادى الرّأى : آغاز نظريه ؛ يعنى پيش از انديشيدن . أرأيتم : خبر دهيد مرا . عمّيت : پنهان شد . أنلزمكموها : آيا شما را به زور به قبول آن وادارم .

اعراب

« بشرا » مفعول دوم براى « نراك » است ، اگر مقصود ديدن قلبى باشد و حال از كاف « نراك » ، اگر ديدن بصرى باشد . « مثلنا » صفت براى « بشرا » . « هم أراذلنا » مبتدا و خبر . « بادى الرّأى » ظرف زمان ؛ يعنى هنگام پديد آمدن آغاز نظريه و منصوب است به « اتّبعك » . « آتانى » نياز به دو مفعول دارد ؛ زيرا به معناى « اعطانى » است . ياى متكلّم ، مفعول اوّل و « رحمة » مفعول دوم . « أنلزمكموها » نيز به دو مفعول متعدّى مىشود : مفعول اوّل ، در اين‌جا كاف خطاب و مفعول دوم ضمير غايب است و هر دوى آنها ضمير متصلند و نيز جايز است كه ضمير دوم منفصل آورده شود و بگوييم :