تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
با تلاش افزوده مىشود و نه با ترك تلاش كم مىگردد . صاحب تفسير المنار مىگويد : « برخى از بندگان و شاعران پنداشته‌اند كه كار كردن و نكردن يكسان است » نظير برخى از نادان‌هاى تنبل و بىاراده‌اى كه ادّعاى توكّل دارند ، امّا در واقع توكّل ندارند ، آنها مىگويند :
جرى قلم القضاء بما يكون * فسّيان التحرك و السكون
به آنچه هست ، قلم قضا دركشيده شده ، پس حركت و سكون يكسانند .
جنون منك ان تسعى لرزق * و يرزق فى غشاوته الجنين
اگر تو براى روزى تلاش كنى ديوانه‌اى ، در حالى كه جنين در رحم مادرش روز مىخورد . البته اين شاعر خود به ديوانگى سزاوارتر است از كسى كه براى روزىاش تلاش مىكند به بخش‌هاى : « خدا زمين را اصلاح و انسان آن را فاسد كرد » ، « آيا روزى تصادفى است و يا تقدير » و « روزى و فساد اوضاع » ، در جلد سوم مراجعه كنيد .
وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ .
« مستودع » جايى كه جنبنده پيش از حركت بر روى زمين در آن بوده و « مستقر » جايى كه پس از حركت در آن قرار گرفته است . « كتاب مبين » ، كنايه از اين است كه خدا از هرچيزى آگاهى دارد . معناى آيه اين است : خدا عوامل زيست و آسايش را براى هر جنبنده‌اى ، هرجا كه بوده است و هرجا كه باشد ، ايجاد مىكند ؛ زيرا بر هرچيزى توانا و داناست .
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ .
نظير اين آيه ، همراه با تفسيرش در سورهء اعراف ، آيهء 54 در جلد سوم بيان شد .
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ .
مراد از عرش خدا قدرت و سلطهء اوست و معناى آب روشن است . اين آيه نشان مىدهد كه آب پيش از آفرينش آسمان‌ها و زمين وجود داشته است . امّا اين آب از كجا آمد ؟ و آيا آرام و راكد بوده است ؟ آيه و يا روايت متواترى ، چيزى را نشان نمىدهد و عقل به تنهايى نمىتواند دربارهء آن آگاهى داشته
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 331 | محمد جواد مغنية