تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
زيانى است كه بر صاحبش آشكار باشد . اين دو واژه ، حالت ظاهرى شخص را نشان مىدهند ؛ نظير حمراء [ - كسى كه ظاهر چهره‌اش سرخ است ] .

اعراب

« لئن أذقنا » ، لام جواب قسم محذوف و جملهء « انّه ليؤس » جانشين جواب قسم و شرطى است كه از « ان » استفاده مىشود . « الّا الّذين صبروا » در محلّ نصب و مستثناى متصل از « الانسان » مىباشد .

تفسير

وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ ؛
هرگاه سلامتى كامل ، ثروت زياد و خانوادهء نيك ، نصيب انسان شود ، آن‌گاه بنا به دلايلى يكى از اين نعمت‌ها از دست او برود ، وى از رحمت خدا نااميد و به نعمت‌هاى او كافر مىشود ، تا آن‌جا كه مىپندارد هيچ نعمتى برايش باقى نمانده است .
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ؛
هرگاه انسان از سختى به آسايش و از بيم به امنيت برسد ، نخوت او را فرامىگيرد و خود را بزرگ‌تر از مردم مىشمارد و وضعيت ديروزش را فراموش مىكند . در گذشته ، بارها گفتيم كه خداوند تمام رخدادها را از باب نسبت دادن چيز به سبب نخستش و آفرينندهء جهان هستى ، به خودش نسبت مىدهد . بايد به اين نكته اشاره كرد كه قرآن به انسان از راه عقيده و رفتارش به او مىنگرد كه به چه چيز ايمان دارد و چه كارى انجام مىدهد ؟ و اين نگرش ، نتيجهء حتمى و لازمهء طبيعت قرآن ، از اين لحاظ كه كتاب دين و هدايت است ، مىباشد . بر همين اساس ، دربارهء انسان قضاوت مىكند كه او شايسته است يا ناشايست ، پاك است يا آلوده . روشن است ، عقيده‌اى كه قرآن به سوى آن فرامىخواند ، همان ايمان به خدا ، پيامبران