تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
حالى كه در شكم ماهى قرار داشت . « 1 » به اين مطلب ، آيهء 87 از سورهء انبياء اشاره دارد : « . . . و در تاريكى ندا درداد : هيچ خدايى جز تو نيست ، تو منزّه هستى و من از ستمكاران هستم . دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اين‌چنين مىرهانيم » . پس از آن‌كه يونس در شكم ماهى به مقدارى كه خدا مىخواست درنگ كرد ، ماهى او را به كنار دريا افكند . مفسران مىگويند : يونس بسان جوجه‌اى بىپر از شكم ماهى بيرون آمد و خداوند درختى از كدو رويانيد ، تا وى از سايهء آن بهره گيرد . از اين‌رو ، خدا مىفرمايد : « پس نه اگر از تسبيح‌گويان مىبود ، تا روز قيامت در شكم ماهى مىماند . پس او را كه بيمار بود به خشكى افكنديم و بر فراز سرش بوتهء كدويى رويانديم » . « 2 » مفسران گفته‌اند : يونس پس از اين مرحله ، به سوى قوم خويش بازگشت و آنان از آمدن او شادمان گرديدند و او نيز از ايمان آنان خوشحال شد .
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً .
اگر خدا مىخواست كه مردم را به ايمان آوردن ، وادار و مجبور كند و يا آنان را از آغاز ، مؤمن بيافريند ، كافرى بر زمين پيدا نمىشد ، لكن اگر چنين مىكرد ، ديگر پاداش و مجازات معنايى نداشت و عمل انسان همچون ميوه بر شاخهء درخت بود . نظير اين آيه در اين آيات نيز بيان شده است : « اگر خدا بخواهد ، همه را به راه راست برد » . « 3 » و « اگر خدا بخواهد ، آنان شرك نمىآورند » . « 4 » و « اگر خدا مىخواست ، مردمى كه بعد از آنها بودند ، با يكديگر قتال نمىكردند » . « 5 » در اين‌باره ، در جلد اوّل ، به تفصيل سخن گفتيم .
أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ .
اين خطاب متوجه محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و معناى آيه چنين است : حكمت خداوند اقتضا كرده كه فرمانبردارى از حق و يا
هامش
( 1 ) . كسانى كه اختراعات جديد را به قرآن نسبت مىدهند اگر به اين آيه توجّه مىكردند ، مىگفتند : ماهى يونس ، همان زيردريايى است . به جلد اوّل اين تفسير ، بخش : « قرآن و علم جديد » نگاه كنيد . ( 2 ) . صافات ( 37 ) آيه‌هاى 143 - 146 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 35 . ( 4 ) . همان ، آيهء 107 . ( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 253 .