تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
ستمكاران خواهى بود . ( 106 )

واژگان

النّذر : جمع نذير و آن به چيزى گفته مىشود كه نسبت به پيامدها هشدار مىدهد . الحنيف : از باطل به حق تمايل دارد .

اعراب

ما ذا « ما » براى استفهام ، مبتدا و « ذا » به معناى « الّذى » . نيز جايز است كه هردو كلمه به معناى « اىّ شىء » و مبتدا باشد و « فى السموات » خبر آن . « ما تغنى الآيات » « ما » نافيه است ، نه استفهاميه . كذلك ، كاف به معناى مثل ، مفعول ننج : « مثل ذالك الانجاء » . « ذلك » در اين‌جا اشاره است به نجات دادن قوم يونس . « حقّا » منصوب است بنابر اين‌كه مفعول مطلق مىباشد : « يحقّ حقّا » . « علينا » متعلق به « حقّ » و يا به « يحقّ » . مصدر ريخته شده از « أن اكون » مجرور به باى محذوف و همانند آن است « و ان اقم » كه به معناى « بالاستقامة » مىباشد . يا از « ننج » به سبب تخفيف حذف شده و « حنيفا » حال از « الدّين » .

تفسير

قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
به مناسبت ذكر شدن ايمان در آيه پيشين ، خدا دستور داده است كه به جهان هستى و شگفتىهاى آن بنگريد ؛ زيرا اين نگرش ، راه شناخت خدا و ايمان به اوست و آيات زيادى به همين معنا پيش‌تر بيان شد .
وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ .
هردليلى بر اثبات حق ، كسى را كه با آن مخالفت كند هشدار مىدهد و هرفرستادهء خدا با خودش دليلى دارد كه رسالت او را ثابت مىكند ، لكن از اين دلايل و پيامبران ، تنها كسى سود مىبرد كه حق ، گمشدهء