تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
نظير اين آيه با تفسيرش در جلد اوّل در آيهء 23 سورهء بقره بيان شد .
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ .
اين ، وضع نادان بىبندوبار است كه پيش از انديشيدن ، به سرعت تصديق و يا تكذيب مىكند . جملهء :
« بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ »
اشاره بدين نكته دارد كه انسان خردمند ، تنها پس از آن‌كه يك چيز را با كمال آرامش و از تمام جهات بررسى كند ، آن را اثبات و يا نفى مىكند .
وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ ؛
يعنى مشركان پيش از آن‌كه حقايق و اسرار قرآن را بشناسند ، به تكذيب آن پرداختند و اگر آنان در جستجوى حقيقت مىبودند ، تعاليم و احكام قرآن را ياد مىگرفتند و آن را تصديق مىكردند . در مجمع البيان آمده است : گفته‌اند : امير مؤمنان ، على عليه السّلام سخن خودش : « مردم دشمنان آن چيزى هستند كه نمىدانند » ، را از همين آيه گرفته است ؛ و سخن خودش : « ارزش هرانسانى آن چيزى است كه مىداند » ، را از آيهء « از كسى كه از ياد ما روى مىگرداند و جز زندگى دنيا را نمىخواهد ، اعراض كن . اين ، مقدار آگاهى آنان است » و همچنين ، اين سخن خود « سخن بگوييد ، شناخته مىشويد » ، را از اين آيه گرفته است : « هرآينه آنان را در آهنگ سخن مىشناسيد » .
كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ .
نظير قوم نوح ، عاد ، ثمود و ديگر اقوامى كه پيش از درك حقيقت خبر و هدايتى كه برايشان آمد ، پيامبران خود را تكذيب كردند .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ؛
بنگر كه چگونه ستمكاران هلاك شدند : « پس سپاس پروردگار جهانيان را كه ريشهء ستمكاران بركنده شد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 45 .