دو دستهاند : دستهاى شرك را رها كردند و مخلصانه به كتاب خدا ايمان آوردند و بديهى است كه ايمان به كتاب خدا ، ايمان به خدا و به محمّد صلّى اللّه عليه و إله محسوب مىشود .
دستهاى ديگر ، همچنان به خاطر دشمنى و حفظ منافع خود ، بر شرك پافشارى كردند و همين گروه اخير است كه خداوند آنها را تهديد كرده است :
وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ
و اين سخن خداوند ، بدين نكته اشاره دارد كه واژه « مفسد » ، تنها به كسى كه ميان مردم فتنهانگيزى مىكند و يا آنان را مورد تجاوز قرار مىدهد ، اختصاص ندارد ، بلكه هركسى را كه حق را بشناسد و بدان عمل نكند دربر مىگيرد .
وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ .
بسيارى از مؤمنان دربارهء تكليف شرعى خود ، در برابر فرزندانشان از من مىپرسند ، فرزندانى كه امواج فساد آنها را به انحراف كشانده است و آنان دين و احكامش را تحقير مىكنند . من در پاسخ اين مؤمنان مىگويم : بر پدر لازم است كه فرزندان كوچكش را برطبق دين تربيت كند و آنان را براساس اصول ضرورى دين پرورش دهد . از اينرو ، بايد اصول عقايد را به ايشان تلقين كند و آنان را به انجام عبادتهاى واجب نظير نماز و روزه ، عادت دهد و نيز از چيزهاى حرام ؛ مانند دروغ ، غيبت ، نوشيدن شراب و امثال آن آگاهشان سازد ، تا اينكه آنان به سنّ رشد و بلوغ برسند . بنابراين ، اگر پدر در اين مدّت كوتاهى كرد ، در پيشگاه خدا مسؤول است . پس از آنكه فرزندان به سنّ بلوغ برسند ، پدر بايد به عنوان مژدهدهنده و بيمدهنده با آنان برخورد كند و اگر ايشان اجابت نكردند ، وى در نزد خدا معذور خواهد بود . آنگاه اين آيه و آياتى بدين مضمون و نيز احاديثى به اين معنا را مىخوانم مانند آيهء « بگو :
حق از سوى پروردگار شماست ، پس هركس مىخواهد ايمان بياورد و هركس مىخواهد كافر شود » . « 1 » و سخن پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و إله كه : « فرزند ، هفت سال سرور است ، هفت سال برده و هفت سال مشاور . بنابراين ، اگر اخلاق او تا بيست و يك سالگى
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 29 .