گمراهيشان است ، تا شايد هدايت شوند و از گمراهى خود بازگردند .
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى .
أحقّ در اينجا به معناى « حقيق » ؛ يعنى « شايسته » مىباشد . « أمّن لا يهدّى » به تشديد دال به معناى « لا يهتدى » است . پس از آنكه خداى سبحان فرمود : خدا به سوى حق راه مىنمايد و ديگران به سوى حق راه نمىنمايند ، اكنون نتيجهء اين مقدّمه را بيان مىكند و آن اينكه تنها بايد از خدا پيروى كرد و نه از ديگرى . او به اين نتيجه ، با اين پرسش كه پاسخش را نيز به همراه خود دارد اشاره كرده است : از كداميك از اين دو بايد پيروى كرد و با راهنمايىاش راه را پيدا كرد : خدايى كه خود ، هدايت يافته است و يا شريكانتان كه نياز به هدايت آموزگار و مرشد دارند ؟
پرسش : مشركان مكه كه مورد خطاب اين پرسش هستند ، بتها را مىپرستيدند ، در حالى كه اين بتها سنگهايى هستند كه حتّى با تلاش آموزگاران و مرشدان هم ، قابليت هدايت شدن را ندارند . بنابراين ، سخن خدا « الّا ان يهدى » ، چه توجيهى مىتواند داشته باشد ؟
پاسخ : مفسران به اين پرسش چنين پاسخ دادهاند : سخن خداوند [ - الّا ان يهدى ] از باب فرض است ؛ يعنى اگر فرض شود - از روى جدال - كه بتهاى شما مشركان در صورتى كه ديگران هدايت كنند ، هدايت شوند ، شايستگى هدايت كردن به حق را ندارند و كسى كه چنين باشد ، نمىتواند خدا باشد .
بهتر است كه در پاسخ گفته شود : آيه بر ردّ تمامى مشركان نازل شده ، نه تنها بر ردّ مشركان مكه كه سنگها را مىپرستيدند و حتّى آيه بر ردّ آنها و كسانى آمده است كه انسان و يا فرشتهاى را مىپرستند . بنابراين ، معناى آيه اين است : هركس كه ذاتا به حق راه نمىنمايد ، شايستگى الوهيّت را ندارد ، خواه اصلا قابليت و استعداد هدايت را نداشته باشد نظير سنگ ، و يا قابليت هدايت را به وسيلهء آموزگار و راهنما داشته باشد ؛ مانند انسان و فرشته .
فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ؛
چگونه به خرافات و گمراهى