تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
اميد آنان به كسانى كه اميدوار بودند در اين موقعيت به ايشان سود مىرسانند ، به نااميدى تبديل مىشود و برايشان آشكار مىگردد كه در شرك آوردن و دشمنى با پيامبران و كتاب‌هاى الهى در گمراهى بوده‌اند .
فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ ؛
يعنى خداى سبحان در روز قيامت ، مردم را از طريق ويژگىهايى كه دارند از يكديگر جدا مىكند و هركس بر حقيقت خود نمايان مىشود و در اين هنگام ، براى مشركان روشن مىگردد كه هيچ‌كس مالك خود و ديگران نيست ، نه مىتواند سود برساند و نه زيان و فرمان ، تنها در دست خداوندى است كه شريك و همتا ندارد .
وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ .
هنگامى كه خدا مشركان و چيزهاى مورد پرستش آنها را در يك‌جا حاضر مىكند و آنها را رودرروى هم قرار مىدهد ، گروه مورد پرستش به پرستندگان خود مىگويند : شما ما را نمىپرستيده‌ايد و تنها وهم و خيال بر شما حاكم بوده كه خيال مىكرديد خداوند شريكانى دارد و ما همان شريكان هستيم ، در حالى كه اين شريكان جز در مخيّلة شما وجود نداشتند . بنابراين ، شما در حقيقت چيزى را پرستش مىكرديد كه وجود نداشته است ، در حالى كه ما وجود داريم و شما پرستندگان ما نبوديد .
فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ ؛
زيرا خدا مىداند كه شما در وهم‌هاى خود ، شريكانى را آفريديد كه وجود خارجى نداشتند و نيز او مىداند ، كه ما از شرك آوردن شما بيزاريم .
إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِينَ ؛
ما از پرستش شما چيزى نمىدانيم . اين جمله اشاره بدين نكته دارد كه آنان شايستگى پرستش را ندارند و آنان خود پرستنده هستند ، نه پرستش شده .
هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ؛
يعنى خدا تمام مردم را براى بازپرسى گرد مىآورد و هركس را بر وفق كارى كه انجام داده ، پاداش مىدهد و هيچ‌كدام از چيزهايى كه او باور داشت و گمان مىكرد كه سودش مىبخشد و از وى دفاع مىكرد سودى برايش ندارد ، جز عملى كه تنها براى خدا انجام داده باشد . اين معنا با روش‌هايى گوناگون در چندين آيه تكرار شده است .