تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
در اين‌جا اين پرسش مطرح و اين اشكال بر مشركان وارد مىشود : مادام كه شما مشركان باور داريد كه خدا آفريننده و روزىدهنده است ، پس چگونه شريكانى براى او قرار مىدهيد ؟ خوانندهء گرامى ! آيا درست است كه تو در تأليف اين كتاب شريك من باشى ، در حالى كه اين من بودم كه انديشيدم ، پايدارى كردم و نوشتم ؟ ما ، در اين‌باره به تفصيل سخن گفتيم و براى بطلان شرك ، در جلد دوم ، در تفسير آيهء 48 از سورهء نساء ، دلايل كافى اقامه كرديم . 2 .
أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ .
خداوند [ از ميان حواسّ انسان ] تنها اين دو حس ( شنوايى و بينايى ) را يادآور شده است ؛ زيرا اين دو تنها وسيلهء تحصيل علوم ، حتّى علوم نظرى مىباشند ؛ زيرا سرانجام يادگيرى علوم به حسّ و ديدن پايان مىيابد . رازى در تفسير آيه مىگويد : « على عليه السّلام مىفرمود : منزّه است آن‌كه به پيه ، بينايى ، به استخوان شنوايى و به گوشت توان سخن گفتن داد » . 3 .
وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ؛
يعنى خدا صاحب اختيار مرگ و زندگى است . از جمله نمونه‌هاى بيرون آمدن زنده از مرده ، چيزهايى است كه حيوان آن را مىخورد و از معده و روده‌هايش عبور مىكند و تمامى عمليات هضم غذا بر آن انجام مىگيرد و در پايان ، سلول‌هاى تازه ، به جاى سلول‌هاى كهنه به‌وجود مىآيد . از جمله نمونه‌هاى بيرون آمدن زنده از مرده ، سلول‌هايى است كه به وسيلهء نفس كشيدن و تراوش كردن از بدن شخص زنده ، آزاد مىشوند . ما ، پيش‌تر ، در تفسير آيهء 95 از سورهء انعام ، زير عنوان : « زندگى از كجا آمده است » سخن گفتيم . 4 .
وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ؛
چه كسى امور جهان هستى و آنچه را در آن است ، سامان مىدهد ؟ [ مشركان خواهند گفت : خداوند ] .
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ ؛
چرا دربارهء شريكانى كه براى خدا درست كرديد ، از او نمىترسيد ؟ آرى ، مشركان انكار نمىكنند كه خدا به تنهايى روزى مىدهد ، صاحب شنيدن ، ديدن ، مرگ و زندگى است و همهء امور در دست قدرت اوست ، لكن آنان براى خدا