تفسير
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ .
رازى مىگويد : نظير اين آيه است ، آيهء
« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ ؛
آيا پاداش نيكى ، جز نيكى است ؟ » لكن اين سخن رازى اشكال دارد ؛ زيرا « احسان » به موردى اختصاص دارد كه لطف و بخشش نسبت به ديگرى باشد ، در حالى كه « حسن » چيزى است كه در فطرت دوستداشتنى است خواه بخشش باشد و خواه نباشد و حسن عقيده ، حسن گفتار و كردار ، نيت نيكى و حتّى احساس گناه ، از مصاديق اين واژه بهشمار مىروند و تمامى آنها محبوب خدا و فطرت است و او در برابر اين موارد پاداش نيك مىدهد . در اين صورت ، آيهء مزبور از قبيل اين آيه است :
« وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً ؛
هركه كار نيكى كند به نيكويىاش مىافزاييم » . « 1 »
مفسران دربارهء معناى « زيادة » اختلاف كردهاند ؛ زيرا اگر اين افزايش از نوع حسنى ( نيكى ) باشد ، در اين صورت ، افزايش نيست و اگر چيز ديگرى باشد ، واژهاى است كه معنايش ابهام دارد . به نظر ما زياده در اينجا ؛ يعنى خداوند به نيكوكاران بيش از آنچه آنان استحقاق دارند ، پاداش مىدهد . خدا مىفرمايد : « امّا آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك كردهاند ، اجرشان را به تمامى خواهد داد و از فضل خويش بر آن خواهد افزود » . « 2 » در اينجا عطف افزايش بر دادن پاداش ، دليلى است بر اثبات نظريهء ما .
وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
اثر اندوه و خوشحالى ، امنيت و بيمى كه در قلب وجود دارد ، به روشنى در چهره منعكس مىشود ، لكن اثر بيم و اضطراب از ديگر احساسات ، آشكارتر است . بهويژه در چهرههاى جهنميان كه هرگاه به جهنم بنگرند ، از ترس سياه مىشوند ، تا آنجا كه
هامش
( 1 ) . شورى ( 42 ) آيهء 23 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 173 .