خدا به شهادت ميان ما و شما كافى است كه ما از پرستش شما هرگز آگاه نبودهايم . ( 29 )
در آنجا هركس هرچه كرده است پاداشش را خواهد [ مىآزمايد ] ديد و همه را به سوى خدا مولاى حقيقىشان بازمىگردانند و همهء آن بتان كه به باطل مىپرستيدند نابود مىشوند . ( 30 )
واژگان
يرهق وجوههم : مىپوشاند صورتهايشان را .
قتر : به فتح قاف و راء ، غبار و يا دودى است سياه .
الذّلّه : خوارى .
العاصم : مانع .
زيّلنا : جدا كرديم ، مشخّص ساختيم .
اعراب
« للّذين احسنوا » خبر مقدم و « الحسنى » مبتداى مؤخّر . « الّذين كسبوا » مبتدا و « جزاء سيّئه » خبر آن . « بمثلها » متعلق به « جزاء » . برخى گفتهاند : « جزاء » مبتداى دوم و « بمثلها » خبرش . « قطعا » مفعول دوم براى « اغشيت » ؛ زيرا [ در اينجا ] به معناى « ألبست » است . « مظلما » صفت براى « قطع » و برخى گفتهاند : حال است . « جميعا » حال از ضمير « نحشرهم » . « مكانكم » در محلّ نصب و جانشين فعل امر كه در تقدير :
« الزموا مكانكم » بوده است . « انتم » تأكيد براى ضمير « الزموا » . كفى باللّه ، « باء » زايد و « اللّه » فاعل و « شهيدا » حال و نيز جايز است كه به معناى « من شهيد » و تميز باشد . ان كنّا ، « ان » مخفّفة از ثقيله و اسمش « نا » كه حذف شده و جملهء « كنّا » خبر . لام در « لغافلين » براى فرق گذاشتن ميان ان نافيه و مخفّفه است . « هنالك » ظرف زمان ، منصوب به « تبلوا » . « مولاهم » بدل از « اللّه » و « الحق » صفت آن .