را پنهان مىكنند و به يكديگر چشمك مىزنند و مىخندند و از اين طريق ، پاىبندى خود به كفر و گمراهى و منصرف نشدن از باطل را بيان مىكنند .
هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ ؛
يعنى آنان اين سخن را با زبان گفتار و يا با زبان حال مىگويند : « از مردم پنهان مىدارند و از خدا پنهان نمىدارند و خداوند با آنهاست آنگاه كه سخنانى ناپسند در دل مىانديشند . . . » . « 1 »
ثُمَّ انْصَرَفُوا ؛
يعنى آنان همان كار [ زشت ] خود را انجام دادند و به شغلشان بازگشتند ، در حالى كه از گناهشان بىخبرند و گويى كارى نكردهاند .
صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ .
خدا دلهايشان را از حق منصرف كرد . البتّه پس از آنكه حجتها و دلايل را بر آنان اقامه كردند و پس از آنكه آنها با او دشمنى ورزيدند و تسليم او نشدند . بنابراين ، منافقان خود ، سبب مستقيم انصراف از حق بودهاند و به واسطهء آنها به خدا نسبت داده شده است . معمولا رسم قرآن بر اين است كه بسيارى از افعال بندگان را به اين دليل به خدا نسبت مىدهد كه او آفرينندهء آنان و مالك جهان و اشياى موجود در آن است .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 107 .