واقعيت فاصله بگيرد و ايمان و نظرياتش را از خودش و خيالپردازىهايش بگيرد ، يك بيمار قلبى و روحى است و هرگاه به پذيرش واقعيت فراخوانده شود ، آن را رد مىكند و بيمارىاش افزايش مىيابد و وخيمتر مىشود . نفاق يك نوع بيمارى است ؛ زيرا تقلّب و تحريف حق است . شخص منافق به هراندازه كه انكار و دشمنىاش نسبت به حق و نشانههاى آن افزايش يابد ، بيمارى او زيادتر مىشود . انسان منافق ، مصداق حديثى است كه شيفتهء دنيا را به كرم ابريشم تشبيه مىكند كه هرمقدار بيشتر به دورش بپيچد ، از خارج شدن بيشتر دور مىشود ، تا اينكه از اندوه مىميرد .
وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ .
آنان به سبب بدى گزينش خود مىميرند ، چنانكه كرم ابريشم با آنچه خودش ساخته است مىميرد .
أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ .
مراد از فتنه در اينجا رسوا شدن منافقان و آشكار شدن كار آنان در نزد همگان است . اين آيه به آيهء قبلى
« وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ . . . »
ارتباط دارد . دليل اين ارتباط آن است كه منافقان در دل خود ، به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سخن بد مىگفتند و از او خرده مىگرفتند و از جمله اينكه به آن حضرت مىگفتند : او سخن هركس را قبول مىكند . خداوند هم پيامبر خود را از عيبجويىها و خردهگيرىهاى آنان باخبر كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هم آنان را سرزنش و رسوا نمود و اين كار در هرسال ، يك و يا چند بار تكرار مىشد . اين آيه بهطور قطع نشان مىدهد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله راستگو و قرآن از نزد خداست . بنابراين ، آنان بايد پند مىگرفتند و ايمان مىآوردند و از روى تمسخر و ريشخند نمىگفتند :
اين سوره به ايمان كداميك از شما افزود ؟
ثُمَّ لا يَتُوبُونَ وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ .
جز صاحبان خرد ، پند نمىگيرند و اين در حالى است كه شهوتها ، دلها و خردهاى منافقان را كور كرده است .
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ .
اين ، كار منافقان در هرزمان و مكانى است . هرگاه از رويارويى با حق و از مقابلهء دليل با دليل ناتوان مىشوند ، ديدگاه خود