است كه جواب آن با « فا » باشد . « ايمانا » تميز . جملهء « هل يراكم من احد » ، مفعول براى قول محذوف و در تقدير اينگونه است : « يقولون : هل يراكم من احد » . « من » زايد و « احد » فاعل .
تفسير
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً .
ضمير « منهم » به منافقان برمىگردد . معناى آيه اين است : برخى از منافقان ، قرآن را سبك مىشمردند و مىپرسيدند : كدام چيز شگفتآورى در اين قرآن است ؟ . بنابراين ، آنان دلهاى خود را كه با آزها و گناهان سياه شده بود ، معيار حق و درستى قرار مىدادند . شگفت اين است كه مشركان به عظمت قرآن و تأثير عظيم آن بر دلها اعتراف مىكردند و برخى از آنان به برخى ديگر سفارش مىنمودند كه به آن گوش فراندهند ؛ زيرا مىترسيدند كه ناخودآگاه مجذوب اسلام شوند .
« كافران گفتند : به اين قرآن گوش مدهيد و سخن بيهوده بدان بياميزيد ، شايد پيروز گرديد » . « 1 » اين امر نشان مىدهد كه اثر نفاق بدتر و گناه آن سنگينتر از شرك است .
خداوند به منافقان پاسخ مىدهد :
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً ؛
اى منافقان ، هرچند شما در دلهاى خود كه هوسها و غرضهاى شخصى آنها را سياه كرده ، اثر پاكى از سورهها و آيات قرآن نمىيابيد ، امّا مؤمنان به وسيلهء آنها بر هدايت و ايمانشان مىافزايد ؛ زيرا دلهاى آنان پاك و پاكيزهاند و آلودگىها و پليدىها آنها را همچون دلهاى شما آلوده نكرده است .
وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ .
هرزمان كه آيه و يا سورهاى نازل شود ، اين مؤمنان خوشحال مىشوند ؛ زيرا آنها را به بهشت مژده مىدهد و به راه راست رهنمونشان مىكند .
وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ .
هركس كه از حق و
هامش
( 1 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 26 .