آنها را به شرك برمىگردانيد ، بايد مهاجران و انصار از ايشان حمايت مىكردند و در غير اين مورد يارى كردن آنها واجب نبود ، زيرا رابطهء دينى ، هركدام از دينداران را مكلّف مىسازد كه از دين برادرش دفاع كند ، هرچند وى گناهكار باشد ؛ به بيانى ديگر دفاع از دين فاسق و گناهكار ، دفاع از دين است و نه دفاع از شخص فاسق .
گويى كسى مىپرسد : اگر يكى از كافران به مؤمنى كه ايمان آورده ولى هجرت نكرده است تجاوز كند و ميان كافر تجاوزگر و مسلمانانى كه مقيم دار الاسلام هستند ، پيمانى در مورد حفظ امانت و صلح وجود داشته باشد و شخص مؤمنى كه مورد تجاوز قرار گرفته از مسلمانان دار الاسلام كمك بخواهد ، آيا يارى كردن اين مؤمن بر ضد آن كافر همپيمان متجاوز واجب است ؟
خدا از اين پرسش جواب داده است :
إِلَّا عَلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ :
در چنين حالتى ، به سبب وفاى به عهد و پيمان ، يارى كردن واجب نيست . هرچند اسلام نيز يك نوع عهد و پيمان است ؛ لكن در هيچ حالتى خيانت و نيرنگ را حتّى به كافر اجازه نمىدهد .
نام دين اثرى ندارد
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ .
ظاهر آيه اين توهم را پيش مىآورد كه صرف مشاركت دو نفر در كفر ، بهطور طبيعى ايجاب مىكند ، كه هركدام ديگرى را يارى كند ، در حالىكه اين موضوع با واقعيت تطبيق ندارد ؛ زيرا تاريخ برخى از كافران با برخى ديگر جز جنگ و خونريزى نبوده است ؛ چنانكه تاريخ مسلمانان نيز چنين است . تجربه به ما نشان داده است كه تنها منافع افراد است كه موجب اتّحاد و يا اختلاف مىشود . امّا صرف مشاركت در الفاظ و نامهاى دينى نظير مسلمان و مسيحى هرچند تا حدودى در اتحاد و اختلاف تأثير دارد ؛ لكن به مرحلهء ولايت نمىرسد ؛ بدين معنا كه هركس كه اين نام را دارد ، آنچه را براى خود دوست دارد براى همنام و