تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
همراهى كردند ، و در يارى او امتحان خوبى دادند ، دوش‌به‌دوش او حركت كردند ، شتابان به سوى او آمدند و به دعوت او [ از ديگران ] پيشى گرفتند . هنگامى كه او دليل رسالت خود را به گوش آنها رسانيد ، آنان اين دليل را پذيرفتند و براى پيروزى و يارى او از زنان و فرزندان جدا شدند و براى تثبيت نبوت او با پدران و پسران خود جنگيدند و به وسيلهء او بر دشمن پيروز شدند . كسانىكه او را دوست مىداشتند ، در دوستى او ، به تجارتى اميدوار بودند كه هرگز تمام نمىشود . پس خداوندا ! آنچه را آنان براى تو و در راه تو از دست دادند و به خاطر تو با پيامبرت بودند ، فراموش مكن » . شايستهء يادآورى است كه اين مناجات در صحيفهء سجاديه ، كه مورد احترام شيعه و هر حرف آن از ديدگاه آنان مقدس مىباشد ، آمده است و اين مناجات پاسخ دندان‌شكنى است به كسانى كه مىگويند : شيعه مقامى براى صحابه قائل نيست . 4 .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولئِكَ مِنْكُمْ .
اينان همان كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردند و به مدينه هجرت كردند و پس از پيشىگيرندگان نخست ، با مال و جانشان در راه خدا جهاد نمودند . بااين‌وجود ، حكم آنان از لحاظ يارى و دفاع كردن ، با پيشىگيرندگان [ - السابقون الأوّلون ] يكسان است .
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
مفسران گفته‌اند : پس از آن‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ميان اصحابش و نيز ميان خود و على عليه السّلام « 1 » پيمان برادرى برقرار كرد ، همگى در يارى كردن و نيز در ميراث بردن ، با يكديگر خويشاوند شدند ؛ بدين معنا كه آنها بر اثر همين برادرى از يكديگر ارث مىبردند و نه
هامش
( 1 ) . شيخ محمّد غزالى در كتاب فقه السيره ( ص 142 ، چاپ 1953 ) گفته است : اين درست است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را نسبت به خود به منزلهء هارون نسبت به موسى قرار داد و اين ، روايت برادرى پيامبر با على را تأييد مىكند .