حديث آمده است : « مثل مؤمنان در دلسوزى و دوستى با يكديگر ، مثل تن است كه هرگاه عضوى از آن به درد آيد ، ديگر عضوها نيز احساس درد مىكنند و خواب راحت ندارند » .
برخى از مفسران ميان مهاجران و انصار مقايسه انجام دادند و يك گروه را بر ديگرى برترى دادند . لكن ما بر اين عقيدهايم كه آنها در پيشگاه خداوند يكسان هستند و بر اين ادّعا آيهء مورد بحث و نيز آيهء 12 از سورهء واقعه دلالت دارد :
« السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » ؛
زيرا مراد از السابقون ، مهاجران و انصارند . مهاجران به ايمان و هجرت پيشى گرفتند و انصار به پناه دادن و يارى كردن . بنابراين ، هركدام از اين دو گروه از پيشىگيرندگان نخست بودند و خدا آنان را در آيهء 100 از سورهء توبه با همين ويژگى توصيف كرده است : « از آن گروه نخستين از مهاجران و انصار كه پيش قدم شدند . . . » .
3 .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا .
اين گروه به خدا و پيامبرش ايمان آوردند ؛ لكن از دار الشرك به دار الاسلام هجرت نكردند و بهرغم اينكه قرآن آنان را به هجرت دستور داده و بدان تشويق كرده بود ، آنها براى حفظ اموال و به سبب ترس از دست دادن منافع خود ، هجرت نكردند . در ج 2 ، در تفسير آيهء 97 از سورهء نساء دربارهء اين گروه و نيز حكم هجرت سخن گفته شد .
خداوند حكم گروهى را كه ايمان آوردند و هجرت نكردند با اين سخن خود بيان كرده است :
ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ ؛
يعنى اين گروه اعضاى جامعهء اسلامى بهشمار نمىروند و داراى حقوق مسلمانانى كه در « دار الاسلام » اقامت دارند نيستند ؛ زيرا آنها فرمان شرك و مشركان را بر فرمان اسلام و مسلمانان ترجيح دادند . شايستهء ذكر است كه اگر اين گروه ، سرزمين شرك را رها كرده و به سرزمين اسلام مىآمدند ، حقّ دفاع و كمك كردن پيدا مىكردند و نيز هرگاه كسى به سبب دين و عقيدهء آنان بر آنها تجاوز مىكرد و