تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
قاعِدُونَ .
مىبينيد كه آنها چگونه جرئت مخالفت خدا و پيامبرش را به خود مىدهند . مىبينيد اين بىشرمى و خودخواهى را [ كه به موسى مىگويند ] :
« فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ » .
آرى ، خداوند زمانى خداى بنى اسرائيل است كه منافع شخصى آنان را تأمين كند ، آنها را به‌چيزى كه موجب زحمتشان گردد مكلّف نسازد و دشمنانشان را بكشد ، در حالى كه آنان در جاى خود نشسته و در امن و امان باشند . امّا اگر با كوچك‌ترين تكليفى خاطر آنها را آزرده سازد در آن صورت ، پروردگار موسى خواهد بود ، نه پروردگار آنها . معناى اين سخن در واقع آن است كه تنها پروردگار آنان ، كه استحقاق عبادت و سپاس از سوى آنها را دارد ، هوس‌ها و شهوت‌هاى آنان است . حقّ آن است كه پديدهء فوق ، تنها به يهوديان اختصاص ندارد ، بلكه تمامى كسانى كه خدا را صرفا در زبان عبادت مىكنند دربر مىگيرد و چه‌قدر زيادند امثال اين اشخاص در ميان مسلمانان و مسيحيان .
قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي .
موسى عليه السّلام به‌سوى پروردگارش روى مىآورد و از غربت خود در ميان قومش ، پس از تلاش فراوان و رنج طولانى براى آنان ، شكايت مىكند :
« إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي »
و كسى كه فرمان برده نشود ، تدبير و فرمان ندارد .
فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ .
پس از آن‌كه قوم موسى ، پيمان خدا را شكستند . او چاره‌اى نداشت جز اين‌كه از خدا بخواهد كه ميان وى و قومش فاصله بيندازد .
قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ .
كيفر بنى اسرائيل اين شد كه در صحراى بىآب و علف سينا سرگردان شوند و در اين بيابان راه بروند ؛ لكن راه به جايى نبرند و ندانند كه سر منزلشان كجاست و بدين ترتيب ، چهل سال سرگردان شدند ، تا آن‌جا كه بزرگانشان از بين رفتند و نسل تازه‌اى به‌وجود آمد .