تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

واژگان

القربان : مصدر است نظير شكران و كفران . مراد از آن در اينجا ، اسم مفعول است ؛ يعنى چيزى كه با آن به خدا تقرّب مىجويند ؛ همانند حيواناتى كه ذبح مىكنند و چيزهاى ديگر . بنابراين ، قربان نظير خلق است كه به معناى مخلوق مىباشد . البسط : پهن كردن و گسترش دادن ، متضادّ قبض ( جمع كردن ) . باء بوءا : برگشت چگونه برگشتنى . فطوّعت له نفسه : نفسش براى او زينت بخشيد . السّوأة : چيزى كه آشكار كردنش زشت است . الويل : حلول كردن بدى ، و نيز واژهء ويلة به معناى رسوايى هم به‌كار مىرود ، و در اينجا مراد همين معناى اخير است و گويى او گفته است : چه رسوايى !

اعراب

« إِذْ قَرَّبا قُرْباناً » ؛
يعنى هر كدام از آنها يك قربانى كرد ؛ نظير سخن خداوند :
« فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً » ؛
يعنى هركدام از آنها را هشتاد تازيانه بزنيد . «
كَيْفَ
» حال است از ضمير «
يُوارِي
» . جملهء
« يُوارِي »
مفعول دوم براى « يريه » .
« يا وَيْلَتى »
در اين‌جا براى ندا كردن آدميان نيست ، بلكه براى اظهار رسوايى نفس و بدين معناست : اى رسوايى ! حاضر شو كه اينك وقت توست . از اين قبيل است واعجباه ؛ يعنى اى شگفتى ! اكنون وقت توست .

تفسير

داستان‌سرايان و بسيارى از مفسّران ، از داستان دو پسر آدم افسانه‌ها حكايت