تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
مردم را از مسجد الحرام بازمىدارند و صاحبان آن نيستند ؟ صاحبان آن تنها پرهيزگارانند ، ولى بيشترينشان نمىدانند . ( 34 ) و دعايشان در نزد خانهء كعبه جز صفير كشيدن و دست زدن هيچ نبود . پس به پاداش انكارتان عذاب را بچشيد . ( 35 )

واژگان

المكر : هرگاه مكر به انسان نسبت داده شود ، به معناى نيرنگ و فريب است و هرگاه به خدا نسبت داده شود ، به معناى باطل كردن مكر و فريب مىباشد . ليثبتوك : تو را با زندانى كردن و يا پيمان بستن از حركت بازدارند . الأساطير : جمع اسطوره يعنى آنچه در كتاب‌ها بدون تحقيق و پالايش ثبت شده است . المكاء : سوت زدن با دهن . التصدية : دست زدن .

اعراب

« إِنْ كانَ هذا » ،
« إِنْ »
نافيه .
« هذا هُوَ الْحَقَّ » ،
« هُوَ »
ضمير فصل كه محلّى از اعراب ندارد و
« الْحَقَّ »
خبر
« كانَ »
. لام در
« لِيُعَذِّبَهُمْ »
لام حجود ناميده مىشود ؛ زيرا پس از نفى آمده است . فعل « يعذّب » منصوب به « ان » كه پس از لام در تقدير است . مصدر ريخته شده مجرور به لام ، متعلق به محذوف و خبر كان و در تقدير اين است : « ما كان اللّه مريدا لعذابهم » .
« ما لَهُمْ »
مبتدا و خبر . مصدر ريخته‌شده از « أن لا يعذبهم » منصوب به نزع خافض . طبرسى و ابو البقاء « فى » در تقدير گرفته‌اند . درست آن است كه در اين‌جا « من » در تقدير است و معناى اين جمله بدين ترتيب است : چه‌چيزى از عذاب آنان جلوگيرى مىكند ، در حالىكه آنها از مسجد الحرام ، بازمىدارند .
« صَلاتُهُمْ »
اسم
« كانَ »
و
« مُكاءً »
خبر آن .