آنرا چنين بيان مىكند :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ ؛
يعنى خدا اهل مكه را در حالى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله در ميان آنان قرار دارد ، به احترام او عذاب نمىكند .
وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ؛
يعنى در حالىكه آنان به رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ايمان دارند ، خدا آنها را عذاب نمىكند . پس از آنكه خداوند فرمود : مادام كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله در ميان قريش باشد ، آنها را عذاب نمىكنم ، اينك مىفرمايد : همچنين ، اگر آنها ايمان بياورند ، باز هم خدا آنها را عذاب نمىكند ، خواه محمّد صلّى اللّه عليه و آله در ميان آنها باشد خواه نباشد . بر اين اساس ، آيهء :
« ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » ،
نظير آيهء :
« ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ »
« 1 » است . همچنين ، جملهاى كه خداوند بلافاصله پس از آيهء مزبور گفته ، بر اين معنا دلالت دارد :
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ ،
و نيز سخن خداوند كه خطاب به قريش فرموده است :
فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ .
معناى آيه به بيان ساده و روشن اين است كه هرگاه محمّد پيامبر قريش باشد ، خدا عذابشان نمىكند و نيز هرگاه اسلام بياورند خدا آنان را عذاب نمىكند و از اسلام به استغفار تعبير كرده است ؛ زيرا استغفار از لوازم اسلام آوردن مىباشد . با اين بيان روشن شد كه نيازى به تأويلهايى كه مفسران يادآور شدهاند نيست . بهعلاوه ، اين تأويلات موجب مىشود كه خواننده در ميان تاريكىهايى گرفتار آيد كه نمىتواند راه به جايى ببرد .
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ .
« ما لَهُمْ »
استفهامى است كه معناى نفى را در بر دارد ؛ يعنى در ميان آنان نه دينى وجود دارد كه مانع از عذابشان شود و نه اخلاقى ؛ زيرا آنان علاوه بر اينكه خود مشركند ، مسلمانان را هم از عبادت در خانهء خدا بازمىدارند . ازاينرو ، هيچ مسلمانى و حتّى خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روزى نبود كه در مكه و در مسجد الحرام نماز بخواند و از سوى آنان مورد آزار و
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 147 .