تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
نيست كه ردّ امانت واجب و خيانت آن حرام است ؛ لكن بزرگ‌ترين خيانت آن است كه انسان با مستضعفان براى گرفتن حقوق آنان از زورمداران ستمگر همكارى نكند .
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ .
هيچ فردى در برابر خدا جرىتر از كسى نيست كه از روى عمد و آگاهى ، او را نافرمانى مىكند .
وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ .
اين آيه پس از نهى از خيانت آمده است تا توجه دهد كه نبايد مال و فرزند ، مانع از اين شود كه انسان مؤمن وظيفهء خود را در برابر خدا ، امت و ميهن انجام دهد . مراد از فتنه در اين‌جا ، دوستىاى است كه شخص را از حق و كار نيك بازدارد . از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود : « فرزند ميوهء دل است و نيز همو وسيلهء ترس ، بخل و اندوه [ شخص ] مىباشد » . فرزند كاملا همانند مال است ؛ زيرا مال نيز نتيجه و ثمرهء عرق پيشانى و رنج و تلاش انسان است . مال وسيلهء ترس انسان است ؛ زيرا كسىكه مال دارد ، به سبب ترس از آن ، از گفتن و انجام دادن حق مىترسد ؛ چنان‌كه شخص براى ترس از جان فرزندش ، مىترسد . مال وسيلهء بخل او نيز هست ؛ زيرا مالك مال به سبب شيفتگى به مال ، به آن بخل مىورزد ؛ چنان‌كه شيفتهء فرزندش مىباشد ؛ مال سبب اندوه نيز مىباشد ؛ زيرا انباشته‌كنندهء مال ، وقتى به مالش آسيب مىرسد اندوهگين مىشود ؛ چنان‌كه هرگاه به ميوهء دلش آسيب برسد ، غمگين مىگردد . بهترين سخنى كه در اين‌باره خواندم ، سخن يك اعرابى است كه دربارهء فرزندش مىگويد :
أحبّه حبّ الشّحيح ماله * قد كان ذاق الفقر ثمّ ناله ؛ اذا يريد بذله بداله
فرزندم را همچون بخيل كه مالش را دوست دارد ، دوست مىدارم . بخيلى كه طعم تلخ نادارى را چشيده و آن‌گاه به اين مال دست يافته است . « هرگاه بخواهد آن‌را ببخشد ، رأيش تغيير مىكند .
وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ .
فرد خردمند هوس اين پاداش بزرگ را دارد و با جهاد و