تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
العرف : معروف ، يعنى كار نيك . النّزغ : وسوسه كردن ، وادار كردن . نزغ الشيطان : وسوسهء او به بدى و فساد . الاستعاذة باللّه : پناه بردن به خدا . المسّ : رسيدن . الطّائف : آنچه پيرامون چيز مىچرخد و از هرسوى آن مىآيد .
اجْتَبَيْتَها
: برگزيدى آن‌را . در اين‌جا مراد از آن ، از پيش خود سخن گفتن است .

اعراب

« فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ » ،
« إذا » در اين‌جا براى مفاجات است و نياز به جواب ندارد .
« لَوْ لا »
ادات طلب و به معناى « هلّا » مىباشد .

تفسير

خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ .
خداوند پيامبرش محمّد صلّى اللّه عليه و آله را تربيت كرد و چه نيكو بود تربيت او . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در دعاى خود مىگفت : « خدايا ! آفرينش و اخلاق مرا نيكو گردان و از روش‌هاى زشت دورم كن » . خداوند دعاى او را اجابت كرد و اخلاق نيك را در او به مرحلهء كمال رسانيد . آن‌گاه وى را به سوى تمام مردم فرستاد ، تا اخلاق نيك را براى آنان نيز كامل كند . ازجمله آياتى كه خداوند با آن ، پيامبر خود را تربيت كرد همين آيه است كه سه اصل را در شريعت و اخلاق دربر دارد : 1 . بخشش ، و اين امرى است ساده و آسان كه هيچ‌گونه رنج و سختى ندارد و در كردارها و اخلاق قابل اجرا مىباشد . بخشش در اموال به آن مقدارى است كه افزون بر نياز باشد . خدا به پيامبر خود دستور داد كه دربارهء آنچه مردم را بدان فرمان مىدهد و يا از آن نهى مىكند بر آنها سخت نگيرد و زكات اموالشان را از مقدارى كه افزون بر نياز
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 681 | محمد جواد مغنية