تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها .
مشركان به منظور اين‌كه پيامبر را به زحمت بيندازند ، از او آيات و معجزات مشخصى را درخواست مىكردند . اگر پيامبر اين معجزه‌ها را برايشان نمىآورد ، به او مىگفتند : چرا آن‌را از پيش خودت نمىآورى ؟ مگر تو پيامبر نيستى ؟
قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي ؛
يعنى اى محمّد ! به اينها بگو : آرى ، من پيامبرم ، لكن پيامبر معجزات را نمىسازد و از پيش خود آيات را ابداع نمىكند و آنها را به خدا پيشنهاد نمىدهد ، بلكه چشم به راه وحى است و آن‌را به بندگان خدا ابلاغ مىكند .
هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ .
« هذا »
اشاره است به قرآن و
« بَصائِرُ »
عبارت است از : حجّت‌ها و دلايلى كه شخص خردمند با آنها حق را مىبيند و آن‌را از باطل تشخيص مىدهد . پس از آن‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مشركان گفت : من تنها از آنچه از سوى پروردگارم به من وحى شده پيروى مىكنم ، به آنان فرمود : پروردگارم اين قرآن را به من وحى كرده است كه در آن دلايل روشنى بر نبوّتم وجود دارد و قرآن براى كسى كه مىخواهد به حق براى حق ايمان بياورد هدايت و رحمت است و اگر شما ، آن‌گونه كه مىپنداريد ، جويندگان حق هستيد بايد شرك را رها كنيد و اسلام بياوريد و در غير اين صورت ، شما طالبان سود و صاحبان مقصدهاى شخصى خود مىباشيد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 684 | محمد جواد مغنية