گوشهايى دارند كه مىشنوند ، پاهايى دارند كه راه مىروند ، دستهايى دارند كه حمله مىكنند و زبانهايى دارند كه سخن مىگويند ؛ امّا بتها هيچيك از اينها را ندارند . پس چگونه موجود پست ، خدا و موجود برتر ، بردهء آن شده است ؟
سؤال : واو ضميرى است كه براى عاقل به كار مىرود ، چگونه قرآن اين ضمير را براى بتها كه عقل ندارند بهكار برده است ؛ نظير
« يُخْلَقُونَ »
و
« يُبْصِرُونَ »
؟
پاسخ : ضمير واو براى عاقل و غير عاقل بهكار مىرود و از اين قبيل است آيهء :
« يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ »
و نيز آيهء
« وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » ،
لكن بيشتر موارد در عاقل بهكار مىرود .
قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ .
« قُلِ »
خطاب است به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله . واو
« ادْعُوا »
خطاب به مشركان مىباشد و امر در اينجا براى ناتوانى است .
« شُرَكاءَكُمْ »
، يعنى بتهاى شما .
« كِيدُونِ »
در اصل « كيدونى » بوده و از اين قبيل است
« فَلا تُنْظِرُونِ » .
خلاصهء معناى آيه اين است : خدا به پيامبرش دستور داد كه به مشركان بگويد : اگر بتهاى شما ، آنگونه كه شما تصور مىكنيد ، مقامى دارند ، من شما و آنها را تحقير مىكنم و شما از اين بتها كمك بخواهيد ، تا بر ضدّ من تدبير كنيد و از من انتقام بگيريد و حتى يك لحظه مرا مهلت ندهيد ؛ چراكه لحظه ، لحظهء قدرتنمايى آنهاست .
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از آنكه مشركان و خدايانشان را به مبارزه طلبيد ، به آنها گفت : شما اين بتان را دوست مىداريد و من خداوندى را دوست دارم كه قرآن را بر من فروفرستاد و در اين قرآن هرچيزى بيان شده است و نيز همين خدا حفظ و نگهدارى مرا به عهده دارد . آيا بتهاى شما كتابى دارند ؟ و آيا آنها از شما محافظت و نگهدارى مىكنند ؟
نتيجهء اين گفتگوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با مشركان - چنانكه همه مىدانند - ذليل و خوار شدن شرك و مشركان و اقتدار اسلام و مسلمانان بود .
وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ .
مفهوم اين