الغشاوة : پرده . برخى گفتهاند : مراد از آن رفتن است ؛ يعنى شب با آمدن روشنايى روز مىرود .
حثيثا : شتابان .
المسخّر : فروتن و فرمانبردار .
تَبارَكَ اللَّهُ :
بسيار بزرگ است .
« تَبارَكَ »
فعل جامد است ، نه امر از آن ساخته مىشود و نه مضارع .
التّضرع : تذلّل .
الخفية : ضدّ علانيه است ( پنهان ) .
اعراب
جملهء
« يَطْلُبُهُ »
حال از
« اللَّيْلَ »
.
« حَثِيثاً »
صفت براى مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى :
« طلبا حثيثا » ، و نيز جايز است كه حال باشد .
« الشَّمْسَ »
مفعول براى فعل محذوف ، يعنى « و خلق الشمس » .
« مُسَخَّراتٍ »
حال از
« الشَّمْسَ »
و آنچه بر آن عطف شده [ - القمر و النجوم ] .
« تَضَرُّعاً »
در موضع حال از واو
« ادْعُوا »
يعنى « متضرعين و مخفين » . و از اين قبيل است :
« خَوْفاً »
و
« طَمَعاً »
كه به معناى « خائفين » و « طامعين » است .
« قَرِيبٌ »
بر وزن فعيل كه مذكر و مؤنث در آن يكسان مىباشد .
تفسير
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ .
مفسران دربارهء اين آيه نظريات مختلفى دارند و سبب اختلاف به دو چيز برمىگردد :
1 . افعال خدا با زمان تعيين نمىشود : « فرمان ما تنها يك فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدنى است » ؛ « 1 » يعنى فرمان ما تنها يك سخن است كه عبارت است از :
« كُنْ فَيَكُونُ ؛
موجود شو پس موجود مىشود » .
هامش
( 1 ) . قمر ( 54 ) آيهء 50 .