تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ .
اين جمله را جمله‌اى كه پس از آن مىآيد تفسير مىكند و آن عبارت از :
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
او مالك جهان هستى است و امور آن‌را اداره مىكند و از اين قبيل است : آيهء 3 از سورهء يونس : « پروردگار شما اللّه است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز بيافريد سپس به عرش پرداخت ؛ ترتيب كارها را از روى تدبير بداد . . . » . خداوند بدان سبب از سلطنت و تدبيرش به
« اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ؛
بر عرش مستولى شد » تعبير كرده است كه پادشاه بر مملكت خود تسلط دارد و آن را در حالى اداره مىكند كه بر تخت خود قرار دارد . منظور از اين سخن ، نزديك كردن موضوع به ذهن است نه تشبيه ؛ چرا كه « همانند او كسى نيست و او شنوا و بيناست » .
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً .
اين ، ازجمله تدابير خداوند در مورد امور جهان است و معناى جمله اين است : شب به دنبال روز مىآيد و شتابان آن را دنبال مىكند و بر مكانى كه روز در آن بود غلبه مىيابد و اين مكان كه پيش‌تر روشن بود تاريك مىشود . از اين قبيل است آيهء :
« وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى ؛
سوگند به شب ! هنگامىكه بر روشنايى روز غلبه كند » . و نيز آيهء
« وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها ؛
سوگند به شب ! هنگامىكه بر روشنايى خورشيد غالب شود » .
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ .
خدا اين ستارگان را آفريد تا فرمان بردار خواستهء او باشند و بر طبق حكمت و مصلحت حركت كنند . سخن گفتن دربارهء اين ستارگان نياز به دانستن دانش ستاره‌شناسى دارد كه ما از آن بهره‌اى نداريم .
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ .
اين جمله ، چنان‌كه پيش‌تر گفتيم ، بيان است براى جملهء :
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » .
در حديث است كه : هركس گمان كند كه خداوند اندكى از فرمان‌روايى را براى بندگانش قرار داده به آنچه او بر پيامبرانش فروفرستاده ، كافر شده است و آن اين‌كه مىفرمايد : « آفرينش و فرمان‌روايى تنها از آن اوست » .
تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ .
او به سبب يگانگى ، سلطنت و تدبيرش بسيار بلندمرتبه است .
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً .
معناى دعاى به درگاه پروردگار آن نيست كه بگويد :