« اللّهم رحمتك و غفرانك ؛ خدايا ! رحمت و آمرزشت را مىخواهم » . ابدا چنين نيست ، بلكه خواندن پروردگار بدين معناست كه از او بترسد و بپرهيزد و به اوامر و نواهىاش ملتزم باشد . همچنين تضرّع بدين معنا نيست كه بنده بگويد : « اللّهم ! اتضرّع إليك تائبا ؛ خدايا ! با كمال ذلّت به سوى تو بازمىگردم و به تو پناه مىبرم » بلكه مراد از تضرّع آن است كه شخص نسبت به خدا در گفتار و كردار اخلاصمند و راستگو باشد .
امّا معناى « خفية » آن است كه شخص به كار نيكى كه انجام مىدهد مباهات نكند و آن را در ملأ عام علنى نسازد ؛ زيرا اينكار نوعى تجاوز است و خدا مىفرمايد : « او متجاوزان را دوست ندارد » ؛ يعنى كسانى را كه از امر و نهى خدا تجاوز مىكنند ، در حالىكه خدا از مباهات به عبادتها و انجام دادن كارهاى نيك ، نهى كرده است .
خدا زمين را اصلاح ، اما انسان آن را فاسد مىكند
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها .
خدا زمين را اصلاح كرد ؛ زيرا گنجهايى در آن قرار داد كه از لحاظ كثرت قابل شمارش نيست و نيز چيزهاى پاكيزه ، لذتهاى روحى و مادّى ، مناظر طبيعى ، زيبايى زن ، وفاى دوستان ، نيكى فرزندان ، شناخت و آگاهى ، آهنگها و نغمههاى خوش و . . . تا بىنهايت .
اشياى پاكيزهء مادّى عبارتند از : خوردنىها ، نظير حبوبات ، سبزيجات ، ميوهها و گوشتها كه هركدام داراى اشكال و انواع گوناگون است و پوشيدنىها ، نظير پشم ، پنبه ، پوست و ابريشم . آنگاه انسان [ در قرن اخير ] نايلون را هم كشف كرد و در آينده نيز چيزهايى را كشف خواهد كرد كه در حال حاضر ما گمان مىكنيم آنها از محالاتاند .
همانگونه كه بشر وسايل شگفتانگيزى را براى پيمودن زمين و آسمان و عبور از قارهها در چند دقيقه و چند لحظه ، كشف و اختراع كرده است . اما سوخت [ مورد نياز بشر ] از درخت به زغالسنگ و از نفت به برق و گرماى خورشيدى و انرژى هستهاى تبديل شده است . در جايى خواندم كه دانش انسان از نفت ، لاستيك مصنوعى براى