مقامش از اين سخن بسيار بالاتر است مىگويد : بهتر بود كه آدم را دستور مىدادى تا مرا سجده كند ، نه اينكه مرا فرمان دهى تا به او سجده كنم . او براى اين برترى خود دليل مىآورد و آن عبارت است از : افتخار به آفرينش خود و تعصّب به اصل و ريشهاش :
« خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » .
برايناساس ، عزّت و بزرگوارى در منطق ابليس ، در تعصب نژادى است و نه در تقوا و فرمانبردارى از خدا ؛ درحالىكه در پيشگاه خدا ، عزّت در عمل و تقواست و نه در نژاد . همچنين علم و دانش از ديدگاه ابليس ، قياس و هواى نفس است ، اما در نزد خدا ، وحى و حكم عقلى است كه به سبب بديهى و روشن بودنش حتّى دو نفر هم دربارهء آن اختلاف نداشته باشند . ازاينرو ، هركس كه تعصب نژادى داشته باشد و يا دين را با رأى خود قياس كند ، خواسته يا ناخواسته از ابليس پيروى كرده است .
صاحب تفسير المنار مىگويد : « امام جعفر صادق عليه السّلام از پدرش و از جدّش روايت كرده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : نخستين كسى كه امر دين را با رأى خود قياس كرد ابليس بود . خداوند تعالى فرمود : به آدم سجده كن و او گفت : من از او بهترم . . . آنگاه امام جعفر صادق عليه السّلام گفت : هركس امر دين را با رأى خود قياس كند ، خداوند او را در روز قيامت همنشين ابليس قرار خواهد داد » .
سؤال : اين آيه دلالت دارد كه حيات از آتش به وجود مىآيد و نظير آن است آيهء 15 از سورهء الرحمن :
« وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ » .
مارج ، شعلهء آتش است كه به شدّت زبانه كشد . چگونه مىتوان ميان اين دو آيه و آيهء
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ؛
ما هر چيز زنده را از آب قرار داديم » ، جمع كرد ؟
پاسخ : موجودات زندهاى كه در قرآن از آنها ياد شده ، بر چند نوعند كه برخى از آنها عبارتند از : جهان فرشتگان ، جهان جنّ و موجوداتى كه در زمين زندگى مىكنند .
برخى از افراد نوع اخير با آب زنده مىمانند ؛ نظير حيوان ، گياه و انسان و مقصود از عموميت سخن خداوند :
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
نيز همين است . و برخى از