وجود آمديم كه سرانجام به همين خاك منتهى مىشود . مراد از
« صَوَّرْناكُمْ »
اين است كه خدا اوّلين مادّهاى را كه ما از آن آفريده شديم به شكل انسانى كامل و به همين صورت فعلى قرار داد : « آيا بر آنكس كه تو را از خاك و سپس از نطفه بيافريد و آنگاه مردى كامل و آراسته خلقت ساخت ، كافر شدهاى ؟ » . « 1 » بنابراين ، تفاوت ميان آفرينش و صورتبندى آن است كه آفريدن چيزى به معناى ايجاد و پديد آوردن آن مىباشد ؛ امّا صورتبندى به معناى دادن شكل خاص به چيز ، پس از ايجاد آن است .
سؤال : پيروان داروين مىگويند : انسان وقتى كه نخستين بار به وجود آمد ، به صورت كنونى نبوده ، بلكه از يك نوع به نوعى ديگر منتقل شده و سرانجام به صورت فعلى درآمده است ؟
پاسخ : ما پيرو آن دليل علمى هستيم كه ترديد و احتمال مخالف را نپذيرد ؛ زيرا وقتى احتمال بيايد استدلال باطل مىشود و اين ، حقيقتى يقينى و بديهى است كه حتّى تجربهگرايان ، كه منبع شناخت را به آزمايش حسّى منحصر مىدانند ، نيز آن را انكار نمىكنند . مهمترين دليل طرفداران نظريهء تكامل ، حفّارىهايى مىباشد كه از وجود انواع حيوانات پرده برداشته است ؛ حيواناتى كه برخى عالىتر از برخى ديگر و نيز زمان حيوان عالى ، متأخّر از حيوان دانى و پست است و همچنين اين حيوانات در بسيارى از ويژگىها به انسان شباهت دارند .
ما اين اكتشافات را انكار نمىكنيم ؛ لكن آنها نظريهء داروين را ثابت نمىكند ؛ زيرا بهطور قطعى نشان نمىدهد كه حيوان برتر همان حيوان تحوّل يافته از حيوان پست تر است به درجهاى كه در اينباره ترديدى وجود نداشته باشد ، بلكه اين تحوّل اصلا امكان ندارد و ممكن است هركدام از عالى و دانى يك نوع حيوان مستقل و جدا از ديگرى باشد كه شرايط مناسب آن را به وجود آورده و آنگاه پس از دگرگونى شرايط اين نوع منقرض شده باشد ؛ چنانكه ديگر انواع حيوانات و گياهان از بين رفتهاند .
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 37 .