قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
ابليس با خود پيمان بست كه به سبب مصيبتى كه از اين آفريده [ - آدم ] به او رسيده و همو باعث دور شدنش از رحمت خدا و گرفتار آمدنش به نفرين او شده است از وى انتقام بگيرد . و نيز نوع اين انتقام را بيان كرد و آن اينكه بر سر راهى كه به خدا و فرمانبردارى او منتهى مىشود بنشيند و آدم و فرزندانش را از آن بازدارد .
ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ
آمدن ابليس از جهات چهارگانه ، كنايه از وسوسه و جديّت او در گمراه كردن آنان است ، طورىكه هيچ معصيتى را فرونمىگذارد مگر اينكه آنها را به ارتكاب آن وسوسه مىكند و هيچ طاعتى را رها نمىكند مگر اينكه آنان را از آن منحرف مىسازد . به عنوان مثال اگر خدا انسانها را به جهاد و فداكارى دستور دهد ، ابليس عشق به زنده بودن و زندگى را در نظر آنان جلوهگر مىسازد و اگر خداى سبحان آنها را به بخشش مال و ثروت در راه خودش تشويق كند ، ابليس ملعون آنان را از تهىدستى مىترساند . اگر خداوند آنها را از شراب و زنا و قمار نهى كند ، ابليس پليد لذّتجويىها و شهوتها را در نظر آنان زيبا جلوه مىدهد . اگر خدا آنها را از آتش بترساند و وعدهء بهشت دهد ، ابليس كه دشمن خدا و دشمن آنهاست مىگويد : نه بهشتى است و نه جهنّم و بدينترتيب ، براى هر حق ، باطلى و براى هر راستى ، كژيى آماده مىسازد . اين تصور شيطانى دقيقا بر كسانى منطبق مىشود كه دين خود را به شيطان فروختهاند و اعمال استعمارگران و كشتار زنان و كودكان و آواره ساختن مردم را از سرزمينشان توجيه مىكنند .
قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً .
ذأم : عيب و حقارت . الدحر : طرد . خداوند ابليس را به اين دو ويژگى اختصاص داده است ؛ زيرا خدا او را از مقامى كه داشت پايين آورد . امّا جهنّم از آن ابليس و كسانى است كه او را اطاعت و از فرمان خدا سرباز زدهاند .
لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ .
نظير اين آيه است آيهء