است با اندك افزايش ، و آزار ، بيمارى و از دست رفتن دارايى از مصاديق آن است .
اسلام حكمى را كه موجب مشقّت شود وضع نكرده است چه رسد به حكمى كه موجب ضرر گردد . بنابراين ، اسلام به چيزى امر نكرده است ، مگر اينكه در آن خير و مصلحت باشد و از چيزى نهى نكرده است ، مگر اينكه در آن بدى و تباهى باشد . و اگر چيزى ، هم داراى منفعت باشد و هم داراى ضرر ، اسلام آن را بررسى مىكند : اگر منفعت آن بيشتر باشد ، بدان دستور مىدهد و اگر ضررش فزونتر باشد از آن نهى مىكند . بر اين اساس ، ميزان هميشه اكثريّت است . و اگر اين دو جنبه در چيزى با يكديگر مساوى باشند ، شخص را در فعل و ترك مخيّر مىگذارد . خداوند متعال مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فراخوانند كه زندگىتان مىبخشد دعوتشان را اجابت كنيد » « 1 » و نيز مىفرمايد : « خدا براى شما خواستار آسايش است نه سختى » . « 2 »
وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ بِهِ .
هركس در دين و يا حزبى داخل شود با خود پيمان مىبندد كه اصول و تعاليم آن را بپذيرد و با خشنودى و تمايل خاطر بدان عمل نمايد . اينگونه پيمان ، همان پيمانى است كه وقتى ما مسلمانان دين اسلام را برگزيديم ، با خدا منعقد كرديم و هر كس به اين پيمان وفادار باشد و همان گونه كه خداوند دستور داده ، بدان عمل كند به خداوند وفادارى كرده و هركه تخلّف كند به خداوند خيانت نموده است . از آشكارترين مصاديق وفاى به پيمان خداوند ، اخلاص ورزيدن به بندگان او و راستگويى در هنگام برخورد با آنان است و من براى ديندارى ، حقيقتا و واقعا نشانهاى جز وفادارى نمىشناسم و نيز همهء انسانها را نصيحت مىكنم كه به هيچكس براى دانش ، يا عبادت و يا مقام و شهرتش اعتماد نكنند ، بلكه تنها پس از يقين به راستگويى و وفايش به او اعتماد كنند و او را امين خود قرار دهند .
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 24 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 185 .