مىگويد در شستن صورت بايد از قسمت بالاى آن آغاز كرد و شروع كردن از قسمت پايين جايز نيست . امّا ديگران گفتهاند : شستن صورت به هر ترتيبى كه انجام شود جايز است ، لكن اگر از قسمت بالا آغاز شود بهتر است .
وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ .
در اين جمله نيز اختلافى وجود ندارد ، جز اينكه شيعه مىگويد : بايد از آرنج به طرف سر انگشتان شسته شود و عكس آن جايز نيست . آنها همچنين گفتهاند : واجب است كه دست راست پيش از دست چپ شسته شود .
اهل سنّت گفتهاند : دستها به هر ترتيب كه شسته شوند جايز است . البتّه ، مقدّم كردن دست راست بر دست چپ و نيز آغاز كردن از انگشتان به سوى آرنج بهتر است .
پرسش : شيعه و سنّى هر دو با ظاهر آيه مخالفت كردهاند ؛ زيرا ظاهر كلمهء « الى » نشان مىدهد كه انتهاى شستن بايد « آرنج » باشد . با اينكه اهل سنّت آن را واجب نمىدانند و شيعيان آن را جايز نمىشمارند . بنابراين ، چگونه بايد آيه را تأويل كرد ؟
بسيارى از مفسّران پاسخ دادهاند : « الى » در اينجا به معناى « مع » است ؛ نظير آيهء
« وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ » .
« 1 » كه « الى » به معناى « مع » است ( با نيروى شما ) . امّا به نظر من در جواب بايد گفت : آيه درصدد تعيين اين است كه چهمقدار از عضو مغسول ، يعنى دست بايد شسته شود و به چگونگى شستن و ابتدا و انتهاى آن توجّهى ندارد ؛ نظير اينكه چنانچه مقصود شما تعيين كميّت و مقدار باشد ، نه بيان كيفيّت ، مىگويى :
« بعتك الأرض من هنا إلى هناك ؛ آن زمين را از اينجا تا آنجا به تو فروختم » و « قطفت ورد الحديقة من هنا إلى هنا ؛ گلهاى باغ را از اينجا تا اينجا چيدم » .
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ .
حنبلىها گفتهاند : مسح سر و دو گوش واجب است و نيز شستن بهجاى مسح كفايت مىكند ، مشروط بر اينكه دست بر سر كشيده شود .
مالكيّه گفته است : مسح تمام سر واجب است بدون گوشها . حنفيّه گفته است : مسح يك چهارم سر واجب است و اگر كسى [ به جاى مسح ] سر را در آب فرو ببرد يا آب را
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 52 .