روى سر بريزد كفايت مىكند . شافعيّه گفته است : مسح مقدارى از سر ، هرچند كم باشد كافى است و نيز شستن و يا پاشيدن آب بسنده مىكند . شيعهء اماميّه گفته است :
مسح مقدارى از جلو سر واجب است و كمترين مقدارى كه نام مسح بر آن صدق كند كفايت مىكند . شستن و يا پاشيدن آب جايز نيست . بنابراين ، برطبق دو نظريهء نخست ، باء به معناى الصاق و چسبيدن و بر طبق سه نظريهء اخير به معناى تبعيض است .
وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ .
در « أرجل » دو نوع قرائت وارد شده است : يكى نصب و ديگرى جرّ . اهل سنّت گفتهاند : شستن پاها واجب است ، نه مسح آنها ؛ زيرا بنابر هر دو قرائت « ارجل » عطف است بر « ايدى » . بنابر قرائت نصب ، اين مطلب روشن است ؛ زيرا « ايدى » هم لفظا منصوب است و هم محلّا و امّا بنابر قرائت جرّ نيز عطف است بر « ايدى » و مجرور بودن آن بهسبب مجاورت است ؛ بدينمعنا كه چون « رؤوس » مجرور مىباشد ، « ارجل » نيز كه مجاور آن است به جهت علاقهء مجاورت مجرور خوانده شده است ؛ همانند سخن عرب : « حجر ضبّ خرب » . علىرغم اينكه مىدانيم « خرب » بايد مرفوع خوانده شود ؛ زيرا صفت براى « حجر » است ، نه براى « ضبّ » ، لكن به سبب مجاورت مجرور خوانده شده است .
شيعه مىگويد : مسح پاها واجب است نه شستن آنها ؛ زيرا « أرجل » عطف است بر « رؤوس » . بنابراين كه مجرور خوانده شود ، موضوع روشن است ؛ زيرا « رؤوس » مجرور است به « باء » و امّا بنابراين كه منصوب خوانده شود ، نصب آن بدينجهت مىباشد كه عطف است بر محلّ « رؤوس » ؛ زيرا هر كلمهاى كه در لفظ مجرور باشد در محلّ منصوب است .
وانگهى شيعه مىگويد : عطف بر « ايدى » جايز نيست ، به دو دليل :
اوّلا ، اين عطف خلاف فصاحت است ؛ زيرا جملهء
« وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ »
ميان « أيدى » و « أرجل » فاصله شده است و اگر « أرجل » عطف بر « أيدى » مىبود ، هر آينه