تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
قرار دارند .
أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهذا .
مشركان تصور مىكردند كه چهارپايان و كشتزارى را كه آنها حرام كرده‌اند ، همان چيزى است كه خدا آن را حرام نموده است . ازاين‌رو ، خدا به آنان گفت : هيچ چيزى ثابت نمىشود ، مگر با يكى از دو راه : يا با ديدن و يا با گواهى دادن گواه راستگو . اى مشركان ! شما تحريم را نه مستقيما از خدا گرفتيد و نه به واسطهء انبيا و پيامبران او . بنابراين ، شما اين احكام را از كجا آورده‌ايد ؟
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
وقتى شما با چشم نديده باشيد و گواه امينى به نفع شما گواهى ندهد ، در اين‌صورت ، شما دروغگو هستيد و دروغگو ستمكار و گناهكار است . شما حتّى از هر ستمكارى ستمكارتر هستيد ؛ زيرا بر خدا دروغ مىبنديد نه بر ديگران .
لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ .
مردم را از راه خدا بازمىدارد و درعين‌حال ، مىپندارد كه آنها را به سوى دين خدا هدايت مىكند ؛ چنان‌كه بسيارى از معمّمين اين دوره همين‌طورند .
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛
زيرا آنان رابطهء ميان خود و خدا را بريده‌اند و حتّى حلال او را حرام و حرامش را حلال كرده‌اند .