آن دو نر را حرام كرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را در شكم مادگان است ؟ اگر راست مىگوييد از روى علم به من خبر دهيد . ( 143 )
و از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده بگو : آيا آن دو نر را حرام كرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را در شكم مادگان است ؟ آيا آن هنگام كه خدا چنين فرمان مىداد شما آنجا بوديد ؟ پس چهكسى ستمكارتر از آن كسى است كه به خدا دروغ مىبندد تا از روى بىخبرى مردم را گمراه كند ؟ هرآينه خدا ستمكاران را هدايت نمىكند . ( 144 )
واژگان
الجنّات : باغها و تاكستانها .
المعروشات : درخت ميوهاى كه شاخههايش روى پايههاى بالا نگه داشته مىشود ؛ نظير انگور .
غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ :
درخت ميوهاى كه به طور طبيعى رها مىشود ؛ همانند درخت خرما .
الاكل : به ضم همزه و كاف ، خوردنى .
متشابه : از لحاظ منظره و امثال آن با يكديگر شباهت دارند .
غَيْرَ مُتَشابِهٍ :
در مزه و جز آن با يكديگر تفاوت دارند .
الحمولة : حيوانى كه بار بر پشت آن حمل مىكنند .
الفرش : حيوانى كه در خور ذبح است ؛ از قبيل گوسفند ، بز و بچّههاى شتر و گاو و يا حيوانى كه از پشم ، مو و كرك آن فرش مىبافند .
اعراب
« مَعْرُوشاتٍ »
صفت براى
« جَنَّاتٍ »
. و
« النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ »
به حذف مضاف ، يعنى ميوهء نخل و دانه زراعت .
« مُخْتَلِفاً »
حال از اين دو .
« أُكُلُهُ »
فاعل براى
« مُخْتَلِفاً »
.
« الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ »
عطف بر
« جَنَّاتٍ »
و تقدير : « انشأ الزيتون و الرّمان » است .
« مُتَشابِهاً »
حال ،