تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
قبل جمع قبيل به معناى گروه و دسته است كه معنايش اين مىشود : از هر صنفى گروهى را گرد مىآوريم . زخرف : زينت . گفته مىشود : « زخرفه ؛ زينت داده است آن را » . الغرور : نيرنگ باطل . اقترف : « اقترف المال ؛ به‌دست آورد آن را » . « اقترف الذنب : اجترحه ؛ گناهى را مرتكب شد » .

اعراب

« قُبُلًا »
حال از
« كُلَّ شَيْءٍ » .
البتّه ، بدين گفته نحويان كه ذو الحال بايد معرفه باشد ، نبايد اعتنا كرد ؛ زيرا ميزان ، درستى معناست و نه تعليل‌هاى نحوى .
« إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
مصدر ريخته شده از
« أَنْ يَشاءَ »
در محلّ نصب و مستثناى منقطع و معناى آن اين است : ايمان نمىآوردند مگر آن‌كه خدا مجبورشان مىكرد تا ايمان بياورند .
« جَعَلْنا »
متعدى به دو مفعول است : مفعول اوّل ،
« عَدُوًّا »
و مفعول دوم ،
« لِكُلِّ نَبِيٍّ » .
« شَياطِينَ »
بدل از « عدوّ » . كلمهء « عدوّ » براى مفرد ، جمع ، مثنّى ، مذكّر و مؤنّث به‌كار مىرود .
« غُرُوراً »
مفعول لأجله براى
« يُوحِي »
. « هاء » در
« فَعَلُوهُ »
به
« زُخْرُفَ الْقَوْلِ »
برمىگردد .
« ما يَفْتَرُونَ » ،
« ما »
به معناى « الّذى » مفعول معه براى « ذرهم » . مصدر ريخته شده از
« لِتَصْغى »
عطف است بر غرور و از اين قبيل است
« لِيَرْضَوْهُ »
و
« لِيَقْتَرِفُوا »
و تقدير اين گونه است : « يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول للغرور بزخرف القول و الإصغاء إليه و الرّضا به و اقتراف ما هم مقترفون ؛ بعضى از اينها به بعضى ديگر حرف‌هاى ظاهر فريب را القا مىكنند ، تا آنها فريب اين حرف‌ها را بخورند و وادار شوند به گوش دادن به اين سخنان و رضايت دادن به محتواى آن ، و ادامه دادن كارهايى كه انجام مىدهند » .

شيوهء برخى از مردم

وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا