تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
مجال ترديد براى انسان باقى نمىگذارد . امّا اين فرض در حقّ كسانى كه منافع خاصّى بر تمام احساسات و عواطف آنها حاكم است و معتقدند كه همين منافع ، عين عقل ، فطرت ، حقّ و عدالت مىباشد ، درست است و اين‌گونه مردم در زمان حاضر نيز وجود دارند ؛ همچون : استعمارگران ، احتكارگران و كسانى كه زندگىشان بر پايهء غارت و فساد استوار است . كسانى كه اين فرض را بعيد مىشمارند ، به واقعيت اين گروه از مردم توجه نكرده‌اند و نتوانسته‌اند منطق عقل را از منطق توجيه‌كنندهء اعمال سودجويان و فرصت‌طلبان ، جدا سازند . . . ؛ زيرا عقل تنها راهنمايى است كه امر و نهى مىكند و جز افرادى كه حقّ را براى حقّ مىخواهند ، كسى به فرمان عقل گوش فرانمىدهد . امّا منطق توجيه‌كننده و راهنماى سودجويان ، منفعت شخصى است و تنها همين راهنماست كه آنان را در كارها و رفتارهايشان راهنمايى مىكند . منفعت شخصى ، دين و عقل آنها و حتّى موجوديت و زندگى آنها محسوب مىشود . ازاين‌رو ، هيچ منطقى به حال آنان سودى ندارد ، جز منطق زور كه خدا بدان اشاره كرده است :
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ .
بسيارى از مردم توجّه ندارند كه اينها گروهى هستند تجاوزگر كه نه منطق عقل به حال ايشان سودى دارد و نه منطق انسانيت و دين و نه هيچ‌چيز ديگر ، جز زور و قدرت . بنابراين ، با زبان دانش و انسانيت با آنها سخن گفتن ، كارى است اشتباه و بيهوده .
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ .
شيطان انسى معلوم و شناخته شده است و او عبارت است از : كسى كه مردم را با باطل فريب دهد و بر آن لباس حق بپوشاند . و امّا جن از موجودات غيبى است كه فقط خدا آن‌را مىشناسد و ما به‌طوركلى و به‌عنوان يك عقيده ، بدان ايمان داريم . اما به بيان جزئيات اين موجود نمىپردازيم ؛ زيرا هيچ تكليفى دراين‌باره نداريم . چنان‌كه شناخت ما از ملائكه نيز چنين است . دشمنى اشرار با پيامبران سابق و لاحق ، هيچ شگفتى ندارد ؛ زيرا اين