تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
كنايه از علم خداوند است به حقيقت آنها . ضمير « به » به محمّد يا قرآن برمىگردد . معناى آيه اين است : خدا مىداند كه مشركان پس از نازل شدن معجزه‌اى كه پيشنهاد كردند ايمان نمىآوردند ، بلكه همچنان بر گمراهى خود كه پيش از نزول اين معجزه دچارش بودند خواهند ماند ؛ زيرا آنان طالب گمراهى و باطلند ، نه طالب حقّ و هدايت .
وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ؛
يعنى در صورتىكه مشركان ، علىرغم اقامهء حجت بر ايشان همچنان بر گمراهى خود پاى مىفشارند ، ما هم آنها را به حال خود وا مىگذاريم ، تا روزى فرارسد كه كيفر كردارشان را ببينند . اين مطلب در چند آيه تكرار شده است ، ازجمله در آيهء 83 از سورهء زخرف : « پس رهايشان كن تا به همان سخنان باطل مشغول باشند و به بازيچه ، سرگرم تا آن روزى كه آنها را وعده داده‌اند برسد » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 378 | محمد جواد مغنية