تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
الجهد به فتح جيم : به معناى مشقت و سختى و مراد از آن مبالغه است . امّا به ضمّ جيم به معناى نيرو و توان است . العمه : ترديد و حيرت .

اعراب

« عَدْواً »
مفعول لأجله براى
« تَسُبُّوا »
. « كاف » در
« كَذلِكَ »
به معناى مثل و صفت براى مصدر محذوف ، يعنى : « زيّنّا لكل امّة مثل ما زيّنّا لهؤلاء » .
« جَهْدَ »
مفعول مطلق براى
« أَقْسَمُوا »
؛ زيرا اضافه شده به « أيمان » و آن به معناى قسم است .
« ما يُشْعِرُكُمْ » ،
« ما »
براى استفهام و در محل رفع بنابراين كه مبتداست و
« يُشْعِرُكُمْ »
خبر آن .
« أَوَّلَ مَرَّةٍ »
ظرف زمان ، متعلّق به
« لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ »
مىباشد .

تفسير

وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ .
گفته‌اند : مسلمانان بت‌هاى كافران را دشنام مىدادند و كفّار هم در پاسخ آنان ، خدا را دشنام مىدادند . اين نظريه باوركردنى است ؛ زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه پيروان اديان مختلف به يكديگر دشنام مىدهند و ظاهر آيه هم با آن تضاد ندارد . و حتّى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت شده است : « دربارهء اين سخن پيامبر از او پرسيده شد : شرك از حركت مورچه بر روى سنگ صاف و سياه ، در شب تاريك ، مخفىتر است . امام فرمود : مؤمنان به چيزهايى كه مشركان آنها را مىپرستيدند دشنام مىدادند . در نتيجه ، مشركان نيز به كسى كه مؤمنان او را عبادت مىكردند دشنام مىدادند . ازاين‌رو ، خدا مؤمنان را از دشنام دادن به خدايان مشركان نهى كرد ، تا آنان به خداى مؤمنان دشنام ندهند . بنابراين ، گويى مؤمنان از جايى شرك آوردند كه نمىدانستند » . جملهء « به غير علم » به نادانى و كم‌خردى مشركان اشاره دارد . اين آيه آشكارا دلالت دارد براين‌كه