دِينِكُمْ . . . »
كه در مكّه و در سال دهم هجرت نازل شد و اين سال ، همان سالى بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله حجة الوداع را انجام داد و در ماه ربيع الاوّل ، سال يازدهم هجرت به سوى بهشت پروردگارش شتافت . « 1 »
2 . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از آنكه اعمال حجّ را در اين سال انجام داد ، عازم مدينه شد . وقتى به غدير خم - محلّى در جحفه كه از آن راههاى زيادى منشعب مىشود - رسيد ، به ندادهندهء خود دستور داد تا مردم را براى اداى نماز فرابخواند . مردم پيش از آنكه پراكنده گردند و هركس راه شهر خودش را در پيش بگيرد ، گرد آمدند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خطاب به آن جمعيّت سخنانى ايراد كرد و ازجمله چنين فرمود :
« خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنان . من به آنان از خود ايشان سزاوارترم . بنابراين ، هركس من مولاى او هستم ، على مولاى اوست » . سهبار و بنا به روايتى چهاربار اين جمله را تكرار مىكند . آنگاه فرمود : « خدايا ! هركس او را دوست بدارد ، دوستش بدار و هركس او را دشمن بدارد ، دشمن بدار . هركس او را يارى كند ، يارىاش كن و هركس او را خوار كند ، خوارش كن و حق را با او بگردان ، هرجا كه او گردش كند . هان ! هركس حاضر است به غايب برساند » .
اهل سنّت حديث فوق را انكار نمىكنند ؛ زيرا اين حديث از حدّ تواتر نيز فراتر رفته است « 2 » و تعداد زيادى از علما و رهبران آنان ، آنرا ضبط كردهاند كه از آن جملهاند : امام احمد بن حنبل در مسند ، نسائى در خصائص ، حاكم در مستدرك ، خوارزمى در مناقب ، ابن عبد ربه در استيعاب ، عسقلانى در اصابة . چنانكه ترمذى ،
هامش
( 1 ) . البتّه بيشتر مورخان مسلمان ماه وفات پيامبر اسلام را ، ماه صفر ذكر كردهاند ( مترجم ) .
( 2 ) . شيعه اين حديث را از منابع زيادى از اهل سنّت نقل كرده و علمايشان در پيرامون آن كتابهاى ويژهاى نوشتهاند .
آخرين آنها علّامه امينى از علماى نجف اشرف در عصر حاضر است . وى كتابى در 12 جلد به نام الغدير تأليف نموده كه تقريبا مشتمل بر پنجهزار صفحه است . وى راويان حديث مزبور را نام برده كه 120 نفر از آنها صحابى ، 84 نفر تابعى و 360 نفر پيشوا و حافظ حديث هستند . در ميان اين راويان ، حنفى ، شافعى و پيشوايان ديگر مذاهب به چشم مىخورند . علّامه امينى همهء اين مطالب را از كتب اهل سنّت نقل كرده است . اين كتاب هماكنون در كتابفروشىهاى عراق ، ايران و لبنان به فروش مىرسد .