« الْقاهِرُ »
و به معناى « هو القاهر مستعليا فوق عباده » است و نيز ممكن است خبر دوم باشد .
« شَهادَةً »
تميز اوست .
« مَنْ بَلَغَ »
در محلّ نصب و عطف بر مفعول « أنذركم » .
« انّ » در
« إِنَّما »
با « ما » از عمل بازداشته شده است .
« هُوَ »
مبتدا ،
« إِلهٌ »
خبر و
« واحِدٌ »
صفت است براى
« إِلهٌ »
.
تفسير
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ .
اين آيه دلالت دارد كه ضرر ، همانند نادارى ، بيمارى و امثال آن از كارهاى خداست ، نه از كارهاى مردم و دفع نادارى و بيمارى نيز از اين قبيل است . بنابراين ، چرا انسان كار و تلاش كند ؟
پاسخ : اوّلا ، تلاش هم عقلا واجب است و هم نقلا . امّا عقلا بدين سبب واجب است كه زندگى بدون كار و تلاش امكانپذير نيست و امّا دليل نقل بر وجوب كار و تلاش از حدّ تواتر هم فراتر رفته است . برخى از اين دلايل از قرار زير است :
آيات : سورهء جمعه ، آيهء 10 : « . . . در زمين پراكنده شويد و رزق خدا را طلب كنيد . . . » .
سورهء ملك ، آيهء 15 : « اوست كه زمين را رام شما گردانيد ، پس بر روى آن سير كنيد و از رزق خدا بخوريد . . . » .
احاديث : « مسافرت كنيد تا غنيمت به دست آوريد » . « مداوا كنيد ؛ زيرا همان كسى كه درد را فروفرستاده ، دوا را نيز فرو فرستاده است » .
برايناساس ، كسى كه تلاش نكند و دچار زيان شود ، خودش مسئول خواهد بود .
و اگر كسى تلاش كند و درعينحال به وى زيان برسد ، مسئوليت به عهدهء جامعهء فاسد او و شرايط و قوانين ناقص اين جامعه است . و اگر جامعهاى كه اين شخص در آن زندگى مىكند سالم باشد و بااينوجود گرفتار زيان شود ، به قضا و قدر الهى ارتباط پيدا مىكند .
ثانيا ، خداى سبحان ، زيان را براى هيچيك از بندگانش نمىخواهد ، چگونه