كه انسان مجبور است ، نه مخيّر . ديگران گفتهاند : كافران به سبب تقليد كردن از پدران خود ، ايمان نمىآورند .
به نظر من آيه به حقيقت انسان اشاره دارد و اين حقيقت از روان و تن او ، كه هر كدام كاملكنندهء ديگرى است ، تشكيل مىشود . انسان ، تنها در صورتى از زندگى سالمى برخوردار است كه براى هر دو ( تن و روان ) كار كند . بنابراين ، اگر كسى براى روان كار كند بدون تن و يا براى تن كار كند بدون روان ، اساس وجود او زيان ديده و كسى كه اساس موجوديت او زيان بيند ايمان ندارد .
وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ .
خدا مالك هر چيزى است .
سؤال : آيهء قبلى :
« قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ »
نيز همين معنا را مىرساند ، پس دليل اين تكرار چيست ؟
مفسّران پاسخ دادهاند : آيهء نخست ، آفرينش را از لحاظ زمان در نظر قرار داده و آيهء دوم از لحاظ مكان و اين دو ، ظرف هستند براى هر موجودى ، خواه مادّى باشد و خواه معنوى . برايناساس ، عموم و فراگيرى با هر دو آيه به دست آمده است . آنگاه خداوند در پايان ، دو صفت سميع و عليم ( شنونده و دانا ) را آورده تا بر احاطهء خود بر تمامى موجودات تأكيد كند .
پيشتر بيان كرديم كه تكرار در قرآن زياد است ؛ لكن مفسّران مىخواهند چيزى را مطرح كنند كه چندان ضرورتى ندارد .
قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا ؛
آيا جز خدا كسى ديگر را ولىّ خود قرار دهم ؟ چگونه از غير او كمك بخواهم كه او
فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ ؛
آفرينندهء آسمانها و زمين است و مىخوراند و به طعامش نياز نيست و كسان ديگر جز او ، مالك نفع و ضرر خويش نيستند .
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ؛
بگو :
هر آينه من مأمور شدم كه نخستين كسى باشم كه تسليم امر خدا شده است ؛ چراكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله نخستين دعوتكننده به سوى اسلام است ، پس او بايد نخستين مسلمان از