شَهادَةً » ،
يعنى اى محمّد ! از آنان بپرس كه چهكسى گواهىاش از تمام گواهىها بالاتر است ؟ آنگاه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مىدهد كه به آنان پاسخ دهد :
قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ .
درواقع و به اعتراف دشمن ، جز اين پاسخ ، پاسخ ديگرى وجود ندارد و آن اينكه گواه ميان ما ، همانا خداست .
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ .
قرآن ، گواهى خدا بر درستى نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . او تمامى كافران را به مبارزه مىطلبد تا سورهاى بهسان قرآن بياورند و در اين ارتباط ، هركه را مىخواهند به يارى خود فراخوانند . آنها نيز اين كار را كردند ، امّا ناتوان ماندند و اين ناتوانى بزرگترين گواهى بر راستگويى پيامبر در مورد رسالت خويش است . معناى جملهء
« لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ »
آن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : خدا قرآن را به من وحى كرد تا بدين وسيله شما را اى اهل مكّه ! و نيز هركس را كه [ اين كتاب ] تا روز قيامت ، به او برسد بيم دهم . برخى از صحابه مىگويند : هركس كه قرآن به او برسد گويا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديده است . اين آيه دلالت دارد كه هركس كه دعوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله به او نرسد و به اسلام گرايش پيدا نكند معذور است . دراينباره در هنگام تفسير آيهء 115 از سورهء آل عمران در بخش « حكم تارك اسلام » به تفصيل سخن گفتيم .
أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرى .
استفهام در اينجا به معناى انكار و دور بودن است و معناى آيه اين است : پس از آشكار شدن اينهمه دليل بر وحدانيت خدا ، چگونه با او خداى ديگرى قرار مىدهيد ؟ آنگاه خدا به پيامبرش دستور مىدهد تا در پاسخ بگويد كه ، او همانند آنان چنين گواهى نمىدهد :
قُلْ لا أَشْهَدُ ؛
بگو : من گواهى نمىدهم . سپس فرمان ديگرى به پيامبر مىدهد :
قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ؛
خداوند يكتا و يگانه است و من از پرستش بتها و اشياى ديگر بيزارم .