خود بشارت مىدهد كه نام او مسيح بن مريم است » . « 1 » مراد از « كلمه » در اينجا همان كلمهء آنجاست [ يعنى همان كلمهاى است كه در آيهء قبلى ذكر شد ] .
مراد از « روح » كه خدا در اين آيه و آياتى ديگر ، عيسى عليه السّلام را بدان وصف كرده ، زندگىاى است كه جز خدا منبعى ندارد . او زندگى را به عيسى بخشيد ؛ چنانكه آن را به گل آدم داد :
« إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ؛
« 2 » پروردگارت به فرشتگان گفت : من بشرى را از گل مىآفرينم . چون تمامش كردم و در آن از روح خود دميدم ، همه سجدهاش كنيد » .
بر اين اساس ، روح در گل آدم ، همان روح در رحم مريم است . هرچه را شما در آن جا بگوييد ، در اينجا نيز گفته مىشود و فرق گذاشتن ميان دو مورد ، دليل ندارد .
مبلغان كليساها سعى كردهاند در ذهن كسانىكه دربارهء قرآن و اسرار زبانى آگاهى ندارند ، اين شبهه را ايجاد نمايند كه ، سخن خداى تعالى كه مىگويد : « و كلمته و روح منه » دليل بر درستى گفتار ما دربارهء مسيح عليه السّلام است ، نه ردّى بر ما . آنها اين شبهه را زمانى ايجاد كردند كه « كلمة اللّه » و « روح اللّه » را به معناى خدا و صفات او گرفتند ، نه به معناى اثرى از آثار قدرت و عظمت او ؛ چنانكه حق هم همين معناست . اگر « كلمة اللّه » و « روح اللّه » در سياق ديگرى مىآمد ، ما تفسير غلط مبلغان مسيحى را بر نيرنگ و فريب حمل نمىكرديم ؛ لكن آنان با سوء نيت ، اين دو كلمه را از ميان دو نهى انتزاع كردهاند : يكى نهى از غلوّ دربارهء حضرت مسيح عليه السّلام و ديگرى نهى از سهگانهپرستى و نسبت دادن فرزند به خدا . آنگاه اين دو كلمه را طورى برطبق اغراض و مقاصد خود تفسير نمودهاند كه گويى در يكى از فرهنگهاى لغت به اين معنا آمدهاند . اين كار مبلغان مسيحى را جز نيرنگ و ايجاد شبهه ، چيزى ديگرى نمىتوان ناميد .
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 45 .
( 2 ) . ص ( 38 ) آيهء 70 - 72 .