نتيجهء نهايى برسد ، سخن را با طرح سؤال آغاز مىكنيم .
سؤال : چگونه عيسى همانند ساير پيامبران است حال آنكه آنان همگى از پدرانشان زاده شدند ؛ امّا او بر خلاف معمول ، بدون پدر زاده شد ؟
خداوند خود به اين پرسش پاسخ داده و به نحوى دلپذير آن را موجز آورده است :
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ » .
معناى اين جمله با مقدارى شرح و تفصيل اين است كه اين سخن نصارا : « عيسى بدون پدر زاده شد » درست است و نيز اين سخن آنان : « تولّد او بر خلاف معمول بود » درست است ؛ لكن خطاى بزرگ در اين سخنشان است : اين خلاف معمول بودن ، دليل بر ربوبيت عيسى است .
سبب خطاى اين سخن آن است كه ميان نداشتن پدر و ربوبيت ملازمهاى وجود ندارد ، و گرنه لازم مىآيد كه آدم نيز خدا باشد ، بلكه بنابر گفتهء نصارا آدم سزاوارتر است كه خدا باشد ؛ زيرا او نه پدر داشت و نه مادر ، درحالىكه عيسى از مادرش مريم به دنيا آمد . به علاوه ، خرق عادت ، براى خدا امر مشكلى نيست ؛ زيرا آتش براى ابراهيم عليه السّلام سرد و سلامت شد بنابراين ، ابراهيم بايد خدا باشد ؛ چراكه سردى آتش بر خلاف معمول است .
وانگهى آيا براى كسى كه اين جهان شگفتانگيز را با كلمهء
« كُنْ فَيَكُونُ »
آفريد ، آيا بر او دشوار است كه با همين كلمه ، مردى را بدون داشتن پدر بيافريند ؟ آيا آفرينش عيسى عليه السّلام مهمتر از آفرينش آسمانها و زمين است ؟
« لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ؛
« 1 » هرآينه آفريدن آسمانها و زمين ، بزرگتر است از آفريدن مردم و لكن بسيارى از مردم نمىتوانند » . بنابراين ، كلمهء
« كُنْ فَيَكُونُ »
عين همان كلمهاى است كه خدا آن را بر بندهء خود ، عيسى به كار برده است :
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ » .
معناى القاى كلمه بر مريم آن است كه خدا توسط فرشتهء خود ، مريم را از وجود اين مولود آگاه كرد : « آنگاه كه فرشته گفت : اى مريم ! خدا تو را به كلمهء
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 57 .