اعراب
جملهء
« وَ هُوَ خادِعُهُمْ »
مستأنفه است و محلى از اعراب ندارد ؛ گويى سؤالكنندهاى مىپرسد : كيفر فريبكاران چيست ؟ پاسخ داده مىشود كه : و بال مكر آنها به خودشان برمىگردد .
« كُسالى »
حال است از « واو » در
« قامُوا »
و جمله
« يُراؤُنَ »
حال دوم مىباشد .
« قَلِيلًا »
صفت براى مصدر محذوف و تقدير آن : « الّا ذكرا قليلا » است .
« مُذَبْذَبِينَ »
حال براى المنافقين مىباشد .
« لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ » ،
متعلق به محذوف و حال است و بدين معنا مىباشد : « غير منسوبين لا إلى المؤمنين و لا إلى الكافرين » .
تفسير
إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ .
مراد از اينكه آنها خدا را فريب مىدهند آن است كه آنان ايمان خود را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اظهار و كفر خود را از او پنهان مىكردند و كسى كه به پيامبر خدا خيانت كند ، به خدا خيانت كرده است .
خداوند مىگويد :
« إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ؛
« 1 » آنانكه با تو بيعت مىكنند ، جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند » . مراد از اينكه خدا آنان را فريب مىدهد آن است كه آنها را به سبب فريبكارى و نفاقشان مجازات مىكند و اين از باب اطلاق سبب و ارادهء مسبّب است ؛ چنانكه خداوند در قرآن ، بدان جهت به « توّاب » و « شاكر » وصف شده است كه توبهء توبهكننده را مىپذيرد و به شخص سپاسگزار پاداش مىدهد .
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى .
چگونه منافقان فعالانه به نماز برخيزند ، در حالىكه بدان كافرند ؟ نه اميد پاداش در فعل آن را دارند و نه اميد مجازات در ترك آن
هامش
( 1 ) . فتح ( 48 ) آيهء 10 .