است :
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ ؛
« 1 » خدا مثل زد ، سخن پاك چون درخت پاك است » و گفت :
« اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً ؛
« 2 » به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است . با او به نرمى سخن گوييد » . در حديث است : « سخن پاك ، صدقهاى است كه به گويندهء آن بهسان بخششكنندگان و احسانكنندگان پاداش داده مىشود » . و نيز در حديث نبوى است : « پروردگارم ، مرا به مدارا دستور داد ؛ چنانكه به انجام دادن واجبات دستور داد » . فقها وحدتنظر دارند كه هرگاه حفظ نفس بىگناه و رهايى او از هلاك شدن به دروغ گفتن بستگى داشته باشد ، دروغ واجب است و راستگويى در سخنچينى و غيبت حرام است ؛ زيرا سخنچين و غيبتكننده ، راستگو هستند ، لكن در پيشگاه خدا و مردم ، مورد نكوهش قرار مىگيرند . « 3 »
ديگر آنكه رياى حرام آن است كه شخص ، در مقابل مردم تظاهر به چيزى بكند ، كه در وى نيست ؛ مثلا خود را به مردم چنين بنماياند كه كارهاى نيك انجام مىدهد تا مردم او را از صالحان و افراد خيّر به حساب آورند ، درحالىكه او از اشرار و مفسدان است .
مُذَبْذَبِينَ .
منافقان ، يك بار خود را با مسلمانان و يكبار خود را با كافران نشان مىدهند ، درحالىكه درواقع
لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ ؛
نه با اين گروه هستند و نه با آن گروه ، بلكه به دنبال منافع و طمعهاى خودشان مىباشند . آنان هر دستى را كه منفعتشان و يا مقدارى از آن را حفظ كند مىبوسند ؛ خواه اين دست پاك باشد و خواه ناپاك .
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا ؛
يعنى خداوند آنان را رها كرد و به سبب
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 24 .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 44 .
( 3 ) . اساس عمل بنابر صريح كتاب ( قرآن ) و روايات ، بر مصلحت استوار است و ترك عمل بنابراينكه مفسده دارد نهى شده و هرجا عملى داراى مصلحت بوده بر آن امر شده و هرجا عملى داراى مفسده بوده از آن نهى شده است . لذا چون معيار در امر و نهى مصلحت و مفسده است هر دروغ مصلحتآميز ، از نظر شارع اشكالى ندارد و هرجا راست مفسدهخيز حرام خواهد بود ؛ مانند مفسده ناشى از غيبت و سخنچينى .