تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
بگويد ، از ديوانگان محسوب مىشود و حتى كيست كه تمام كارها و رفتارهايش نمايانگر عقيدهء درونى و واقعىاش باشد ؟ وانگهى ، چگونه مىتوان از عادات و ارزش‌هاى جامعه فرار كرد ؟ [ به عنوان مثال : ] اگر شما كسى را ملاقات كنيد كه از وى نفرت داريد . او در ابتدا به شما مىگويد : من مشتاق ديدارتان بودم . آيا مىتوانيد در پاسخ او بگوييد : من از ديدن شما بدم مىآيد ؟ و اگر چنين بگويى ، آيا در نظر مردم و حتى در نظر خودت كار درستى انجام داده‌اى ؟ و سرانجام ، آيا همهء مردم رياكار و منحرفند ؛ چون به تمام چيزهايى كه مىگويند اعتقاد ندارند و به تمام كارهايى كه انجام مىدهند ايمان ندارند ؟ پاسخ : ريا با مدارا تفاوت دارد ؛ زيرا ريا آن است كه از روى نفاق و دروغ تظاهر به صلاح كنى تا از صالحان محسوب گردى ، درحالىكه از آنان نمىباشى . مدارا آن است كه با مردم برخورد خوش داشته باشى و هدفت از اين كار ، تنها آن باشد كه با آنان در كمال اتفاق و سازش زندگى كنى . درست است كه به تقليد از جامعه احيانا كارهايى انجام مىدهى ؛ مثلا تبريك و يا تسليت مىگويى ، مىخندى و يا انسانى را ، با مجامله و نه با اعتقاد ، احترام مىكنى ؛ لكن اين كار ، كارى سالم و درست است و هيچ غبارى بر آن نمىنشيند و شخص با انجام دادن چنين اعمالى ، مادام كه همگام با جامعه باشد ، رياكار به شمار نمىرود . وانگهى لازم نيست انسان خطاهاى خود را ، كه هيچ‌كدام از ما معصوم نيستيم ، افشا كند و به مردم بازگويد ، بله ، تنها نبايد خود را در نظر مردم همچون قدّيسان بىگناه جلوه دهد . به علاوه ، درست است كه اگر به كسى كه از او نفرت دارى ، بگويى : من مشتاق ديدارت بودم ، دروغ گفتى ؛ لكن اين دروغ از باب مصلحت و حسن خلق است . خداوند فرموده است :
« قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ؛
« 1 » به مردمان سخن نيك گوييد » و نيز گفته
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 83 .